دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

من علیرضا هستم

من علیرضا هستم
مرد - مجرد
امتیاز: 1752.4

دنبال‌شدگان

(34 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(139 کاربر)

گروه‌ها

(5 گروه)

بازدید

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

غوغای قطره خاموش می شود......درسکوت باران

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

حصار کوچک من شعرهای من است و تنها پناهم بالا رفتن از طپش ثانیه ها روی فواره تنهایی ...

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

شکسپیر را تایپ می کنم نیست قهوه ام می سوزد سرخ می شوم از قهوه سوخته ای که نخورده ام برای بیان تو نیازمند می شوم به هر چیز شکننده به تو و واژه هایی که حرام می شوند.

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

دلم گرفته بود گریه کردم آن قدر که اشک ها نقش دستان تو را دزدیدند چقدر تنهام.

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

باران شاید تنها بهانه ای بود که تو تا انتهای راه با من بمانی...

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

جسور شده ام وقتی می آیی سر راهت یک دو سیر شرم برایم بخر!!!!!!

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

پرواز را به خاطر بسپار ، پرنده مردنی است... دلم گرفته

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

دوستی های مجازی گاه با احساسات تند همراه است و گاه چون حباب به اسمان می رود و هیچی از ان نمی ماند یادم کسانی که با اشک برایم می نوشتندو اکنون حال و حوصله دوستی چون من را ندارند نمی دانم البته کسی مقصر نیست ناراحت هم نیستم چرا باید ناراحت باشم مگر چه داده ایم و چه باید می دادیم که نداده ایم ؟ اما همین را فهمیدم که دوستی مجازی در بسیاری از موارد جنسی از دل ابی ندارد و گل های ان هم کاغذی است و اظهار محبت ها هم شبنمی است که با وزش نسیمی می رود . با این وجود برای دوستانم اروزی شادی دارم .

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

انگار خسته شده ام از مبارزه برای تو برای تو که لحظه لحظه کم رنگ تر میشوی

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

اي كاش مي دونست كه چه صادقانه دوستش دارم و چه تنهام... اي كاش مي دونست كه تمام تارو پود وجودم بسته به نفسهاي اونه... كاش مي دونست كه من چه بي تاب نگاه مهربانشم ، صداي گرمش وجودم و آتيش مي زنه ، آرامش وجودش مرحم قلب عاشق و تنهامه....... نمي دونم چه جوري بايد اين عشق و نثارش كنم نمي دونم نمي دونم اينقدر برام ارزشمند و بزرگه كه حتي مي ترسم عشق حقيرم و براش فدا كنم اينقدر استواره كه من در كنارش دره اي بيش نيستم.. اما با تمام وجودم دوستش دارم ؛ عاشقشم و نفسهام به ياد اون به دم و بازدم ادامه مي ده... نمي دونم چرا اينارو اينجا مي نويسم اما فقط ميدونم كه لااقل با اينكار شايد سنگيني اين سكوت، تنهايي، و پنهان بودن عشقم به من فشار نياره ... عاشق معني تنهايي رو مي فهمه ،‌عاشق هميشه سكوت مي كنه و تو تنهايي هاي خودش مي شكنه دوستت دارم با تمام وجودم و هميشه عاشق مي مونم حتي اگه تو مال من نباشي..........

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

مگر فرقي هم دارد؟ عشق هميشه لغزش است. لغزيدن از موقعيتي به موقعيت ديگر. زير پايي كه به لرزه مي افتد. «سيب سرخ حوا هميشه بهانه است». مهم اين است كه با خوردنش از كدام سرزمين سر در مي آوري.

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

آی دل سنگ !!! به رسمیت بشناس مرا ! احساسم را در سکوت شب می میرانم... دفنش می کنم تا حتی به خاطره ها هم سپرده نشود من دچار سکوتم.... من برگ پاییزم... روزی به همه نفس دادم و حالا... زیر پاهای تو خورد می شوم چه تفاهم قشنگی ست من دچار بی کسیم وخالی از لبخندم هر کجا که پا می گذارم و نفس می کشم بیشتر تو را حس می کنم چه کار کرده ای با این دل دیوانه ؟

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

از اين که کسي شايد بخندد که چرا گاهي حقيقتا دلم ميخواهد يک برگ ميشدم يا پرنده اي که در اوج اسمان بي هيچ ترسي از شکست بال به پرواز سپرده و دل به رفتن از دياري که هرگز نداشته است! آري من نترسيدم از اينکه شايد مردم نگاهم کنند و بگويند چرا هم رنگ اين جماعت بي رنگ و رنگارنگ نشده ام! دل به دلت ميسپارم ، اما بگذار اين بار حرفم را تکرار کنم... من نميترسم...اما حالا... ترسي فرايم گرفته است...

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

تلخی رفتنت حتی با شکلات های هدیه ای ام هم شیرین نشد و میدانم طعم ان برای تو هم با مربای به جا مانده شیرین نشد

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

به دلم افتاده صدایم کردی بانو و احساس کبوتر بودنم را تازه فهمیدم