vahidsamin
کاش یک روز دلم با خودش یک دل یک رنگ شود تا که اقرار کنم : گاه گاهی دل من دوست دارد که برای تو فقط تنگ شود می زند شور دلم گاه برای تو فقط دوست دارد نگرانت باشد و برای گذر از هر خطر و حادثه ای دیده بانت باشد این دل و دغدغه من تو ولی راه به دشواری دل من می بندی بی خبر می گذری و به دلتنگی من می خندی!!
vahidsamin
از این همه غائم موشک خسته شدم..دلم تنگ شده برای بازی گرگم به هوایی که من گرگش بودمو تو....!ا
vahidsamin
یک عمر لباس احمقانه عشق روبه تن کردم..غافل از اینکه تو از همیشه عریان تر از عشق بودی..
vahidsamin
خدایا !..چتری برای غصه هایم باش.تا افتابم طلوع میکند..!
vahidsamin
تو در لحظه اخر مرا به که سپرده ای که هر قدم از تو دورتر و دورتر شده ام نمیدام ..شاید! این فقط تقصیر یک تقدیر بود.
vahidsamin
خدایا!!! دیگه تمومش کن این عالم برزخو ..من به جهنمت ایمان پیداکردم..
vahidsamin
خواب دیدم زنگ زدی واز من عذر خواهی میکنی..مغرورشدم گفتم عزیزم بعدا زنگ بزن حالا یک ساعته از خواب بیدار شدمو منتظرم..سلام.
vahidsamin
زیباست حال شمعی که اخرین اشکش را نثار تو میکند..واگر ان شمع من باشم.!
vahidsamin
نشود فاش کسی، آنچه میان من و توست تا اشارات نظر، نامه رسان من و توست گوش کن با لب خاموش سخن می گویم پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست روزگاری شد و کس، مرد ره عشق ندید حالیا چشم جهانی نگران من و توست..
vahidsamin
بسترم صدف خالی یک تنهایی ست و تو چون مروارید ..گردن آویز ِ کسان ِ دگری . . .
ممنونم وحيد جان...
14 سال و 9 ماه و 13 روز و 2 ساعت و 47 دقيقه قبلخواهش میکنم گلم...
14 سال و 9 ماه و 13 روز و 2 ساعت و 40 دقيقه قبل