دفـتـر ســُـرخ
چپی ها می گفتند : " جاسوس آمریکاست.برای ناسا کار می کند. " راستی ها می گفتند : " کمونیسته . " هر دو برای سرش جایزه گذاشته بودند.ساواک هم یک عده را فرستاده بود ترورش کنند.کمی آن طرف تر ، آن سر دنیا ، استادی سر کلاس می گفت : " دانشجویی داشتم که همین اخیراً روی فیزیک پلاسما کار می کرد .. "
دفـتـر ســُـرخ
چه لحظه ی سختی بود ، اون لحظه ی رفتنش .. ولی بدتر از اون بود ، لحظه ی برگشتنش ..