velveshia
زندگی رسم خوشایندی است. پرشی دارد اندازه ی عشق، زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد. زندگی شستن یک بشقاب است. زندگی،یافتن سکه ی دهشاهی در جوی خیابان است. سهراب سپهری
velveshia
اگر کسی تو را پشت خط گذاشت تا به تلفن دیگری پاسخ دهد تلفن را قطع کن.
velveshia
مهم نیست چه سنی داری هنگام سلام کردن مادرت را در آغوش بگیر.
velveshia
گاهی کامل فراموش میکنی ، و بعد میبینی که باید منتظر میماندی گاهی آن قدر منتظر میمانی که میفهمی ....... زودتر از اینها باید فراموش میکردی ...!!
velveshia
به سلامتی پسری که پولهای مچاله شدش رو آروم گذاشت جلوی فروشنده و گفت : برای روز پدر یک کمربند می خوام . فروشنده: چه جنسی باشه ؟ پسر کوچولو : فرقی نمیکنه فقط دردش کم باشه.
velveshia
بس که دیوار دلم کوتاه است . هرکه از کوچه ی تنهایی من می گذرد ، به هوای هوسی هم که شده . سرکی می کشدو می گذرد.....!
velveshia
من محکومم به زنده ماندن نه زندگی کردن
velveshia
من که میدانم شبی عمرم به پایان می رسد نوبت خاموشی من سهل و آسان می رسد من که میدانم که تا سرگرم بزم و مستی ام مرگ ویرانگر چه بی رحم و شتابان می رسد
velveshia
لازم نیست مرا دوست داشته باشی من تو را به اندازه هر دومان دوست دارم *عباس معروفی
velveshia
از باران ترافیک اش ماند برایم . نه قدم زدن دو نفره توی ولی عصر ، نه به آغوش کشیدنت در پس کوچه ای .
velveshia
به همين سادگی آدم اسير می شود و هيچ كاری هم نمی شود كرد . نبايد هرگز به زنان و مردان عاشق خنديد . همين جوری دو تا نگاه در هم گره می خورد و آدم ديگر نمی تواند در بدن خودش زندگی كند ، می خواهد پر بكشد...!
velveshia
چقدر سخت است همرنگ جماعت شدن وقتی جماعت خودش هزار رنگ است .
velveshia
به افتخار اونی که می خوایی بهش زنگ بزنی اما می دونی که نمی شه ولی بازم دلت نمی آد شمارشو از تو گوشیت پاک کنی
velveshia
به طرف میگند امتحان رانندگی قبول شدی؟میگه معلوم نیست ماشینو زدم تو دیوارسرهنگه رفته تو کما منتظرم برگردم ببینم قبول شدم یانه