velveshia
غضنفر پتروس فداکار رو با دهقان فداکار قاطی می کنه می ره انگشت می کنه تو چشم راننده قطار.
velveshia
سوال امتحوانی غضنفر :ضامن آهو چیست؟جواب غضنفر :قسمتی ازبدن آهو که اگرآنرا بکشیمآهو منفجر میشود
velveshia
.اینجا ایران است یعنی : ببخشید پرواز ۱۷:۴۵ چه ساعتی میشینه ؟ ببخشید اتوبوس ۹:۳۰ ساعت چند حرکت میکنه ؟ ببخشید کارت شارژ دو تومنی دارین ؟ چنده !؟
velveshia
جواب منطقی اکثر پدرهای ایرانی در مقابل اجازه گرفتن فرزندانشان برای انجام کاری : 1) اگر قبلا کسی آن کار را انجام نداده باشد : آخه کی تاحالا همچین غلطی کرده که تو میخوای بکنی ؟ 2) اگر قبلا کسی آن کار را انجام داده باشد : حالا هرکی هر غلطی کرد تو هم باید بکنی ؟
velveshia
دریا چه دل پاک و نجیبی دارد بنگر که چه حالت غریبی دارد آن موج که سر به صخره ها میکوبد با من چه شباهت عجیبی دارد . . .
velveshia
به شاهزاده خبر دادند که جوان فقیری در شهر هست که بسیار به تو شباهت دارد ، دستور داد و جوان را به حضورش آوردند. شاهزاده بر روی تخت نشسته بود ، بادی به غبغب انداخت و در حضور درباریان گفت: از سر و وضع فقیرانه ات که بگذریم ، بسیار به ما شباهت داری ، بگو ببینم مادرت قبلا در دربار خدمت نمی کرده است؟؟؟ درباریان خنده تمسخر آمیزی کردند و به جوان با تحقیر نگریستند. جوان لبخندی زد و گفت: اعلا حضرتا ، مادر من فلج مادر زاد است ، اما پدرم چندی باغبان شاه بوده است !
velveshia
سه نفر بودن با چهار تا سیب. به ریشسفید شهر میگن: اینا رو بین ما تقسیم کن. پیر میپرسه: انسانی یا خدایی؟ میگن: خب حالا خدایی مثلا. . . . پیر هم به اولی سه تا سیب میده، به دومی یه دونه و یه لگد هم میزنه به سومی.