دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

velveshia

velveshia
زن - مجرد
امتیاز: 2337.95

دنبال‌شدگان

(496 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(259 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

velveshia
velveshia

یه چرندی مد شده جدیداً همه میگن : "ولش کنید بره اگه برگشت یعنی‌ واقعا مال شماست" ..... کـــفتر بازی داریم می‌کـــنیم مگــــه ؟!؟!؟

velveshia
velveshia

یکی از دوستان تعریف می‌کرد که یه بار سر یه چارراه، یه دونه از این وانت سبزی فروشا، چراغ قرمزو رد کرد. پلیسه از تو بلندگوش گفت : وانت کجا مییرییییییییییی؟ وانت تو بلندگوش گفت : دارم می‌رم خونه

velveshia
velveshia

مرد جواني در آرزوي ازدواج با دختر کشاورزي بود. کشاورز گفت برو در آن قطعه زمين بايست. من سه گاو نر را آزاد مي کنم اگر توانستي دم يکي از اين گاو نرها را بگيري من دخترم را به تو خواهم داد. مرد قبول کرد. در طويله اولي که بزرگترين بود باز شد . باور کردني نبود بزرگترين و خشمگين ترين گاوي که در تمام عمرش ديده بود. گاو با سم به زمين مي کوبيد و به طرف مرد جوان حمله برد. جوان خود را کنار کشيد تا گاو از مرتع گذشت. دومين در طويله که کوچکتر بود باز شد. گاوي کوچکتر از قبلي که با سرعت حرکت کرد .جوان پيش خودش گفت : منطق مي گويد اين را ولش کنم چون گاو بعدي کوچکتر است و اين ارزش جنگيدن ندارد. سومين در طويله هم باز شد و همانطور که فکر ميکرد ضعيفترين و کوچکترين گاوي بود که در تمام عمرش ديده بود. پس لبخندي زد و در موقع مناسب روي گاو پريد و دستش را دراز کرد تا دم گاو را بگيرد... اما.........گاو دم نداشت!!!!

velveshia
velveshia

روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان كم رفت و آمدی می‌گذشت. ناگهان ازبین دو اتومبیل پارك شده در كنار خیابان یك پسر بچه پاره آجری به سمت او پرتاب كرد. پاره آجر به اتومبیل او برخورد كرد. مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دید كه اتومبیلش صدمه زیادی دیده است. به طرف پسرك رفت و او را سرزنش كرد. پسرك گریان، با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده رو، جایی كه برادرفلجش از روی صندلی چرخدار به زمین افتاده بود جلب كند. پسرك گفت: "اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت كسی از آن عبور می كند. برادر بزرگم از روی صندلی چرخدارش به زمین افتاده و من زور كافی برای بلند كردنش ندارم. برای اینكه شما را متوقف كنم ناچار شدم از این پاره آجر استفاده كنم". مرد بسیار متأثر شد و از پسر عذر خواهی كرد. برادر پسرك را بلند كرد و روی صندلی نشاند و سوار اتومبیل گران قیمتش شد و به راهش ادامه داد.

velveshia
velveshia

یخ یکشنبه 4 دی ماه سال 1390 توسط حس سبز خاک جان یافته است تو چرا سنگ شدی؟ تو چرا این همه دلتنگ شدی؟ باز کن پنجره ها را و بهاران را باور کن. فریدون مشیری

velveshia
velveshia

(دکترشریعتی) مرادرگورستان سگ ها دفن کنید... تادمی درمیان باوفایان باشم...

velveshia
velveshia

نظر دختران برای انتخاب همسر: زیر متوسط:کثافته،هوس بازه،تازه میگن معتادم هست؟ متوسط:پسری خوبیه ها.اما فکر کنم تفاهم نداشته باشیم پولدار:جنتلمنه،فهمیدست،با کلاسه،با شخصیته وای که چقدرررررر آقاست‏!‏‏!

velveshia
velveshia

رفتم سرِ خاكِ مادربزرگم دارم با یه تیكه سنگ كوچولو میزنم به سنگِ قبرش، خانومه اومده میگه میخواى فاتحه بخونى؟ میگم پـَـــ نــه پـَـــ كلید نیاوردم،موندم پشتِ در،منتظرم درُ باز كنه!

velveshia
velveshia

به دوستانتون زنگ بزنید . میس کال بدید . اس ام اس بدید. ایمیل بدید و حالش رو بپرسید هر 39 روز ، یک بار این کار رو انجام بدید که اگه مرده بود به چهلمش برسید

velveshia
velveshia

یه عده فقط بلدن لایک کنن

velveshia
velveshia

روزگاریست که شیطان فریاد میزند ادم پیدا کنید .سجده خواهم کرد

velveshia
velveshia

زمانيكه مردي درحال پوليش كردن اتومبيل جديدش بود ، كودك ٧ ساله اش تكه سنگي را برداشت و بر روي بدنه ي اتوموبيل خطوطي انداخت ... مرد آنچنان عصباني شد كه دست پسرش را در دست گرفت و چند بار محكم پشت دست او زد بدون آنكه متوجه باشد كه پسرش را با آچار تنبيه نموده ! در بيمارستان به سبب شكستگيهاي فراوان ، انگشتان دست پسر قطع شد . وقتي پسر چشمان غمگين پدرش را ديد از او پرسيد : پدر انگشتان من كِي در خواهند آمد؟! آن مرد آنقدر مغموم بود كه هيچ نتوانست بگويد ، به سمت اتومبيل برگشت و چندين بار بالگد به آن زد ، حيران و سرگردان از عمل خويش ، روبروي اتومبيل نشسته بود و به خطوطي كه پسرش روي آن انداخته بود نگاه ميكرد... او نوشته بود : [ دوستت دارم پدر ] روز بعد آن مرد خودكشي كرد ...

velveshia
velveshia

به غضنفر میگن اگه همسر آیندت رو پیدا کنی چیکار میکنی ؟ میگه : یه چَک میزنم تو گوشش میگم تا حالا کجا بودی؟

velveshia
velveshia

حساب روزهایی که ندیدمت از دستم در رفته..... بس نیست اینهمه دلتنگی؟؟؟؟ دلم برای خودم میسوزد..... حتی دیگر خدا هم نیم نگاهی به من نمی کند!!!!!!

velveshia
velveshia

گفته بودم راضیم به دیدنت حتی شده 3 ثانیه..... دیدمت!!!!!کمی بیشتر از 3 ثانیه.....اما تو.... باز هم مرا ندیدی.....درست مثل همیشه.....