دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

velveshia

velveshia
زن - مجرد
امتیاز: 2337.95

دنبال‌شدگان

(496 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(259 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

velveshia
velveshia

کافیه یه روز اتفاقی یه جوراب سوراخ بپوشی اگه شده اتوبان رو موکت کنن یه جوری میشه که تو مجبور شی کفشتو دربیاری !

velveshia
velveshia

ما که ۸/۸/۸۸ ازدواج نکردیم، ۱۱/۱۱/۱۱ هم ازدواج نکردیم، صبر کنیم تا ۹/۹/۹۹ شاید فرجی شد (درد دل دختران دم بخت )

velveshia
velveshia

. گوگل: من صاحب همه چیم ویکی پدیا: من همه چیو می‌دونم [!]بوک: من همرو میشناسم اینترنت: من نباشم شما ها هیچین برق: زر اضافی نزنید !

velveshia
velveshia

اه کشتین ما رو با این یلدا خدا این یلدا رو هر چه زودتر برسون مارو خلاص کن

این ارسال را بازنشر کرده است.
velveshia
velveshia

هيچگاه نه كسي رو ببخش نه فراموش كن سر فرصت بزن دهنشو سرويس كن ( دكتر شريعتي با اعصاب خراب)

velveshia
velveshia

دختری از کوچه باغی میگذشت یک پسر در راه ناگه سبز گشت در پی اش افتاد و گفتا او سلام بعد از ان دیگر نگفت او یک کلام دختر اما ناگهان و بی درنگ سوی او برگشت مانند پلنگ گفت با او،بچه پروی خفن می دهی زحمت به بانویی چو من؟ من که نامم هست آزیتای صدر من که زیبایم مثال ماه بدر من که در نبش خیابان بهار میکنم در شرکت رایانه کار دحتری چون من که خیلی خانمه بیست و شش ساله ،مجرد،دیپلمه دختری که خانه اش در شهرک است کوی پنجم،نبش کوچه،نمره شصت در چه مورد با تو گردد هم کلام با تو من حرفی ندارم والسلام

این ارسال را بازنشر کرده است.
velveshia
velveshia

امشبم گذشت من ندیدمت چشم به‌راهتم تا رسیدنت از کدوم مسیر رد شدی گلم بی تو هر نفس غصه میخورم

velveshia
velveshia

مــراقب حرفهــــــایت، احـســـاســاتت، واکنشهــایت باش آخر آدمها خوب بلدند یک روزی ، یک جایی، یک جوری به رُخِت بکشند تمامت را......

velveshia
velveshia

امان از این بوی پاییز و آسمان ابری که آدم نه خودش میداند دردش چیست و نه هیچکس دیگر فقط میدانی که هرچه هوا سردتر میشود دلت آغوش گرمتری میخواهد و وای از وقتی که کسی نباشد تا شانه ای بر آشفتگی روزهای پاییزیت بزند و تو مجبوری تک و تنها پاهایت را در سینه جمع کنی و بخوابی

velveshia
velveshia

حســــودی ام می شود به آیینـــه ... ، نکند قـــدر ثانیـــه هایــی که ، بـــــی دغدغـــه ، به تماشای تــــو می نشیند را ، ندانـــــد ؟ .. عکســـت را نگــــاه میکنـــم ، آخ ؛ کــــه ایــن عکـــس پیـــر نمیشــود ، امـــــا ، پیـــــرم میکنــــد ..

velveshia
velveshia

عاشقی می کنم ! لج می کنم ! بد اخلاق می شوم ! دست خودم نیست ... ساعت و زمان هم ندارد ! تو که نباشی زندگی باید به کام من تلخ شود ..؟!

velveshia
velveshia

گاه آرزو می کنم چند لحظه ای جای من باشی ! دلت، دل من باشد، چشمانت، چشمان من باشد روحت، روح من باشد، تمام وجودت از من باشد ! آنگاه خواهی دید چقدر برای رسیدن به تو بی قراری می کنم ..

velveshia
velveshia

صدایت چقدر شبیه کسی ست که سالها می شناسمش! اما... صدای تو قشنگ تر از اوست، بد قضاوت نکن از او متنفر نیستم فقط دیگر دوستش ندارم همین...!

velveshia
velveshia

در گندم زار خاطراتم همانجا که دستانت بوی بهشت می داد برای یادآوری آنچه بودم شروع کردم به قدم زدن... این بار بدون تو.... دیگر مشامم بهشت را بو نمی کرد دیگر سلولهای مغزی ام برای پیدا کردنت حتی خیال کردنت از کار افتاده بودند در گندم زار همه چیز بود... همه چیز... فقط تو نبودی...!

velveshia
velveshia

خداوندا !!!! خود میدانی که من دلواپس فردای خود هستم... مبادا گم کنم راه قشنگ آرزوها را.... مبادا گم کنم اهداف زیبا را ..... مبادا جا بمانم از قطار خوبی ها.... دلم بین امید و نا امیدی میزند پرسه ... میکشد فریاد... میشود خسته..... مرا تو تنها نگذار خداوندا.......