velveshia
پلکهاي مرطوب مرا باور کن ، اين باران نيست که ميبارد ، صداي خسته ي من است که از چشمانم بيرون ميريزند
velveshia
روزی زنی روستائی که هرگز حرف دلنشینی از همسرش نشنیده بود، بیمار شد شوهر او که راننده موتور سیکلت بود و از موتورش براى حمل و نقل کالا در شهر استفاده مىکردبراى اولین بار همسرش را سوار موتورسیکلت خود کرد. زن با احتیاط سوار موتور شد و از دست پاچگی و خجالت نمی دانست دست هایش را کجا بگذارد که ناگهان شوهرش گفت: مرا بغل کن. زن پرسید: چه کار کنم؟ و وقتی متوجه حرف شوهرش شد ناگهان صورتش سرخ شد با خجالت کمر شوهرش را بغل کرد و کم کم اشک صورتش را خیس نمود. به نیمه راه رسیده بودند که زن از شوهرش خواست به خانه برگردند، شوهرش با تعجب پرسید: چرا؟ تقریبا به بیمارستان رسیده ایم. زن جواب داد: دیگر لازم نیست، بهتر شدم. سرم درد نمی کند. شوهر همسرش را به خانه رساند ولى هرگز متوجه نخواهد شد که گفتن همان جمله ى ساده ى "مرا بغل کن" چقدر احساس خوشبختى را در قلب همسرش باعث شده که در همین مسیر کوتاه، سردردش را خوب کرده است. *عشق چنان عظیم است که در تصور نمی گنجد. فاصله ابراز عشق دور نیست. فقط از قلب تا زبان است و کافی است که حرف های دلتان را بیان کنید
velveshia
گاهی باید آرامش کسی را بهم ریخت برای اینکه بفهمد تنها نیست...!
velveshia
به خوابهایم سرک نکش وقتی در لحظات بیداری ام حضور نداری!!!
velveshia
دیگر تنهاییم را با کسی قسمت نخواهم کرد یکبار کردم چندین برابر شد
velveshia
وقتی گلدان شکست مادرم گفت حیف بود پدرم گفت قشنگ بود خواهرم گفت مال من بود برادرم گفت گرون بود مادر بزرگم گفت دوستش داشتم ولی وقتی دلم شکست کسی آه هم نگفت
velveshia
شیطنت را فراموش نکنید حتے اگہ فیلسوف ترین فرد زندگیتان هستید...
کودک درونتان دلش مےگیرد گاهے
velveshia
آرزویم این است:
درمیان مردمی که می دوند
برای زنده بودن "آرام قدم برداری
برای "زندگی کردن...
velveshia
سهراب صبرکن...گفته بودی قایقی خواهی ساخت...قایقت جا دارد؟؟؟...من هم از همهمه ی اهل زمین دلگیرم
velveshia
گذشت زمان بر آن ها که منتظر می مانند بسیار کند،بر آن ها که می هراسند بسیار تند، بر آن ها که زانوی غم در بغل می گیرند بسیار طولانی و بر آن ها که به سرخوشی می گذرانند بسیار کوتاه است اما، بر آن ها که عشق می ورزند ،زمان را آغاز و پایانی نیست.
velveshia
برای دلِ من همیشه" تــــو " خواهی ماند حتی اگر مخاطبِ تمام این نوشته ها " او" شوند...!
velveshia
اگرحس روییدن درتو باشد،حتی درکویرهم رشد خواهی کرد "دکتر شریعتی"
velveshia
عازم یک سفرم سفری دور به جایی نزدیک سفری از خود من تا به خودم مدتی هست نگاهم به تماشای خداست و امیدم به خداوندی اوست ....
velveshia
زندگی را فقط با فصلهای دشوارش نبین؛ در راههای سخت پایداری کن: لحظه های بهتر بالاخره از راه میرسند
velveshia
هر شب که انتظار تو را می برم به روز شرمنده ام که بی تو نفس می کشم هنوز