دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

velveshia

velveshia
زن - مجرد
امتیاز: 2337.95

دنبال‌شدگان

(496 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(259 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

velveshia
velveshia

این عقل لعنتی !! همیشه مرا از تو دور می کند ..!! برای با تو بودن ... باید دور عاقل بودن را خط قرمزکشید !!....

این ارسال را بازنشر کرده است.
velveshia
velveshia

من هرگز به آينده فكر نمي‌كنم، چرا كه خودش به زودي خواهد آمد.آلبرت انیشتین

velveshia
velveshia

زن زشت در دنيا وجود ندارد فقط برخی از زنان هستند که نمی‌توانند خود را زيبا جلوه دهند.برنارد شاو

velveshia
velveshia

فرق بین درک و ترک تنها یک حرف است... اما آدما وقتی حرف دلت رو میشنون به جای درک ترکت میکنن

velveshia
velveshia

من بودم و تو و یک عالمه حرف… و ترازویی که سهم تو را از شعرهایم نشان می داد!!! کاش بودی و می فهمیدی وقت دلتنگی یک آه چقدر وزن دارد…

velveshia
velveshia

ای کاش در آن لحظه که تقدیم تو شد هستی من می سپردم که مراقب باش جنس این جام بلور است پراز عشق و غرور است .مبادا بازیچه شود . می شکند. از دکتر علی شریعتی

velveshia
velveshia

عشق یعنی دستهایم مال توست.... چشمهای خسته ام دنبال توست...

velveshia
velveshia

معلمم به خط فاصله میگفت خط تیره!! میدانست فاصله چه به روزگار ادمها می اورد

velveshia
velveshia

این شب ها چشم های من خسته است گاهی اشک ، گاهی انتظار این سهم چشم های من است

این ارسال را بازنشر کرده است.
velveshia
velveshia

غم اگر هم روزی،مثل باران بارید یا دل شیشه ایت،ازپس پنجره عشق زمین خوردوشکست بانگاهت به خدا چترشادی باز کن،وبگو: که خدا هست هنوز

velveshia
velveshia

می خوام برم خونه چشمام قرمزه... به رفیقم می گم چشمام قرمزه؟ میگه آره می خوای همین جوری بری؟ پ ن پ، صبر می کنم تا سبزشه بعد حرکت می کنم.

velveshia
velveshia

به استاد می گم: لطفا کمکم کنید دارم مشروط می شم! میگه نمره می خوای؟ پ ن پ، نظر شما رو درمورد مقدار و جنس خاکی که باید بریزم تو سرم می خوام!

velveshia
velveshia

پسر گرسنه اش می شود ، شتابان به طرف یخچال می رود در یخچال را باز می کند عرق شرم بر پیشانی پدر می نشیند پسرک این را می داند دست می برد بطری آب را بر می دارد ... کمی آب در لیوان می ریزد صدایش را بلند می کند ، " چقدر تشنه بودم " . . . . . پدر این را می داند پسر کوچولو اش چقدر بزرگ شده است ...

velveshia
velveshia

من فقط دارم سعی میکنم همرنگ جماعت شوم اما می شود کمی کمکم کنید آی جماعت . . . شماها دقیقا چه رنگی هستید ؟!

velveshia
velveshia

خدایا....... دستانم خالی اند ودلم غرق در آرزوها............ یا به قدرت بی کرانت دستانم را توانا گردان............. یا دلم را از آرزوهای دست نیافتنی خالی کن................