#Donbaler امکان ارسال پیامک و ایمیل زمانبندی شده فراهم شد.
دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]
(7645 دفعه)
کي اشکاتو پاک ميکنه شبا که غصه داري دست رو موهات کي ميکشه وقتي منو نداري شونه کي مرهم هق هقت ميشه دوباره از کي بهونه ميگيري شباي بي ستاره برگ ريزوناي پاييز کي چشم به رات نشسته از جلو پات جمع ميکنه برگاي زرد و خسته کي منتظر ميمونه حتي شباي يلدا تا خنده رو لبات بياد شب برسه به فردا کي از سرود بارون قصه برات ميسازه از عاشقي ميخونه وقتي که راه درازه کي از ستاره بارون چشماشو هم ميذاره نکنه ستاره اي بياد ياد تو رو نياره
@گلی دنبالر!!!
رو به تو سجده میکنم دری به کعبه باز نیست بس که طواف کردمت مرا به حج نیاز نیست به هر طرف نظر کنم نماز من نماز نیست مرا به بند میکشی از این رها ترم کنی زخم نمیزنی به من که مبتلا ترم کنی از همه توبه میکنم بلکه تو باورم کنی قلب من از صدای تو چه عاشقانه پوچ شد تمام پرسه های من کنار تو سرود شد عذاب میکشم ولی عذاب من گناه نیست وقتی شکنجه گر تویی شکنجه اشتباه نیست
پریسا جونم حالم خوب نبوده منم دلم واست قده ( . ) شده بعدشم دیشب خواب بودم حس گوشی هم نداشتم در هر صورت شرمنده ... منم دوست دارم زودیم اومدم دوسی جونم فدات شم
ای جانم الان بهتری عزیزم دشمنت شرمنده گلم
:*
خدا رو شکر خوبم پریسا جون دوسی
خب مگه چیه؟ سندباد حق نداره شبا شلوارک بپوشه راحت باشه؟
شلوار سندبادی های جدیدی که تو بعضی از بوتیک ها برای خانم ها گذاشتن مد نظر بود پس شلوارک بپوشن بیان تو خیابونا
نپوشیدیم خونمون / ولی دیدیم پای مانکن ویترین مردم من گفتم سنباد بپوشه، نه سرنتیپیتی :پی
گویند: بهشت و حور و كوثر باشد، جوی می و شیر و شهد و شكر باشد؛ پر كن قدح باده و بر دستم نه، نقدی ز هزار نسیه بهتر باشد.
وی ارتفاع ابر آنجاکه ستاره های دنباله دارآرزوهای کودکانه رابرای خدا تعریف میکنند جایی است که فرشته هاعاشق میشوند. قسم به انجیر قسم به زیتون سوگندبه شبهای دهگانه هیچوقت برای شروع دوباره دیرنیست. خدا همین نزدیکیهااست.ممنونممممممممم
اصن بعضيام خوش جورررررررررررررررر به دل عزيزن.
اصن دل ب دل راه داره
باران تویی عطر تو در شبم خوش است درمان تویی وقتی که دنیا ناخوش است نقش تو را بر شیشهها نقاش باران میکشد در جادهها پای مرا تا شهر یاران میکشد باران ببار، باران ببار، مرا به یاد من بیار ببر مرا از این دیار به دست یارم بسپار باران تویی هر قطره آوازت خوش است خوش میزنی هر پردهی سازت خوش است همراه من در کوچهباغ کودکی شب قصهی آغاز و پایانت خوش است نقش تو را بر شیشهها نقاش باران میکشد در جادهها پای مرا تا شهر یاران میکشد باران ببار، باران ببار، مرا به یاد من بیار ببر مرا از این دیار به دست یارم بسپار ببر مرا از این دیار به دست یارم بسپار
آسمان چشم او آئینه کیست آن که چون آینه با من روبرو بود درد و نفرین درد و نفرین بر سفر باد سرنوشت این جدایی دست او بود گریه مکن که سرنوشت ، گر مرا از تو جدا کرد عاقبت دلهای ما را ، با غم هم آشنا کرد با غم هم آشنا کرد چهره اش آئینه کیست ، آنکه با من روبرو بود درد و نفرین بر سفر ، این گناه از دست او بود این گناه از دست او بود ای شکسته خاطر من ، روزگارت شادمان باد ای درخت پرگل من ، نو بهارت ارغوان باد ای دلت خورشید خندان سینه تاریک من ، سنگ قبر آرزو بود سنگ قبر آرزو بود آنچه کردی با دل من ، قصهُ سنگ و سبو بود من گلی پژمرده بودم ، گر تو را صد رنگ و بو بود ای دلت خورشید خندان سینه تاریک من ، سنگ قبر آرزو بود سنگ قبر آرزو بود
فرهاد
فرهاد ... هیوا ....حجییی ...
از چی هیوا؟؟؟؟
دیوید خسته ای بگوثبت نامت کنم
هيوا خانوم قرعه كشي هم داره؟ جوايزش چيه؟
جایزش اون لامبورگینی تو پروفایلمه
نه فکر کنم خسته نیستم...اما اگه جایزه داری شاید خسته هم بشم
نه خوب نيستم تو خوبي؟
چرا خوب نيستي؟من؟؟؟شكر بازم شكر
دست رو موهات کی میکشه وقتی منو نداری؟برگ ریزونای پاییز کی چشم برات نشسته؟
اره عاشقشم
یادش بخیر
واقعا یادش بخیر
دنیییییییییییییییییییییییییییییییییی منم دنبالشمممممممممممممم اتفاقا دو جا هم گیر آوردم ولی زبون اصلی بود نگرفتم
آزی منم زبون اصلی و گیر اوردم .. زدم تو صدا سیما یکی و گیر اوردم بنده خدا میگه زمان میبره ولی شک نکن گرفتم پست میکنم برات آخ آخ چه روزهایی بود ... نمیاد که لامصب
چرا از سايه هاي شب بترسم؟؟؟ ممنون عزيزم
دختر تنهای خاندان
منو به جشن نور و آینه بردی مرسی هم جشن دوست دارم هم نور هم آینه
به هرکی شارژ دادم بهم دل بست
کي اشکاتو پاک ميکنه
14 سال و 1 ماه و 9 روز و 4 ساعت و 59 دقيقه قبلشبا که غصه داري
دست رو موهات کي ميکشه
وقتي منو نداري
شونه کي
مرهم هق هقت ميشه دوباره
از کي بهونه ميگيري
شباي بي ستاره
برگ ريزوناي پاييز
کي چشم به رات نشسته
از جلو پات جمع ميکنه
برگاي زرد و خسته
کي منتظر ميمونه
حتي شباي يلدا
تا خنده رو لبات بياد
شب برسه به فردا
کي از سرود بارون
قصه برات ميسازه
از عاشقي ميخونه
وقتي که راه درازه
کي از ستاره بارون
چشماشو هم ميذاره
نکنه ستاره اي بياد
ياد تو رو نياره