Alireza
در انـــــدرون مــــن خـــسـتـــه دل نــــدانـــم کــیــســـت/ کـــه مــــن خــمــوشــم و او در فــــغـــان و در غــوغــاســت!
Alireza
مي روي و گريه مي آيد مرا / ساعتي بنشين که باران بگذرد
Alireza
یارا بهشت، صحبت یاران همدم است / دیدار یار نامتناسب، جهنم است
Alireza
تو که در فکر منی مرگ مرا سر برسان / انتظار همه را نیز به آخر برسان
Alireza
شب که در بستم و مست از مي نابش کردم / ماه اگر حلقه به در کوفت جوابش کردم
Alireza
یعقوب صبر داشت و دوری کشیده بود / چون نیستم صبور چرا امتحان دهم؟
Alireza
پنج شنبه نایب الزیاره همه ی دنبالری ها شدم جاتون خالی نماز جماعت تو صحن انقلاب زیر آفتاب چه حالی داد...
Alireza
من مسلمانم , قبله ام یک گل سرخ , جانمازم چشمه , مُهرم نور , دشت سجاده ی من , من وضو با تپش پنجره ها می گیرم , درنمازم جریان دارد ماه , جریان دارد طیف , سنگ از پشت نمازم پیداست . . .
Alireza
آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند /برجای بدکاری چو من یکدم نکوکاری کند
Alireza
یارب سببی ساز که یارم به سلامت/بازآید و برهاندم از بند ملامت
Alireza
دانی که ز میوه ها چرا سیب نکوست؟ / نیمی رخ عاشق است و نیمی رخ دوست
Alireza
تمام دل خوشی روزگار در عشق است / تورا که عشق نورزی ، روزگار چه حظ
Alireza
ثواب روزه و حج قبول آن کس برد /که خاک میکده عشق را زیارت کرد