دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Alireza
مرد
امتیاز: 6302

دنبال‌شدگان

(1741 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(639 کاربر)

گروه‌ها

(171 گروه)

بازدید

Alireza
Alireza
در مشاعره

در انـــــدرون مــــن خـــسـتـــه دل نــــدانـــم کــیــســـت/ کـــه مــــن خــمــوشــم و او در فــــغـــان و در غــوغــاســت!

Alireza
Alireza
در مشاعره

تا تو نگاه میکنی کار من آه کردن است/ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است

Alireza
Alireza
در مشاعره

مردان عشق را به هیاهو چه حاجت است / رندان روزگار خموشی گزیده اند

Alireza
Alireza

... [فایل]

Alireza
Alireza
در مشاعره

در جهان بال و پر خويش گشودن آموز / كه پريدن نتوان با پر و بال دگران

Alireza
Alireza
در مشاعره

ما را نه غم دوزخ و نه حرص بهشت است / بردار ز رخ پرده که مشتاق لقاییم

Alireza
102.jpg Alireza

در سمت توام دلم باران ، دستم باران ، دهانم باران , چشمم باران, روزم را با بندگی تو پاگشا میکنم , هر اذانی که می وزد پنجره ها باز می شود یاد تو بوران می کند , هر اسم تو را که صدا می زنم ماه در دهانم هزار تکه میشود , کاش من همه بودم با همه دهان ها تو را صدا می زدم… کفش های ماه را به پا کرده ام… دوباره عازم توام… تا بوی زلف یار در آبادی من است هر لب که خنده ای کند از شادی من است . زندگی با تو… زندگی همین حالاست .

Alireza
Alireza
در مشاعره

من دست شسته ام از غرورم برای تو / افتاده ام چو قطره شبنم به پای تو

Alireza
Alireza
در مشاعره

در دل هوسي هست دريغا نفسي نيست / ما را نفسي نيست كه در دل هوسي نيست

Alireza
Alireza
در مشاعره

مردم از فتنه گریزند و ندانند که ما / به تمنای تو در حسرت رستاخیزیم

Alireza
Alireza
در مشاعره

یک نعره مستانه ز جایی نشنیدیم /ویران شود این شهر که میخانه ندارد

Alireza
Alireza
در مشاعره

وقت اجلم ناله نه از رفتن جانست / از یار جدا می شوم این ناله از آن است

این ارسال را بازنشر کرده است.
Alireza
Alireza
در مشاعره

در دلم بود كه بي دوست نباشم هرگز / چه توان كرد كه سعي من و دل باطل بود

Alireza
Alireza
در مشاعره

یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتیم / در میان لاله و گل آشیانی داشتیم

Alireza
Alireza
در مشاعره

شبي مجنون به ليلي گفت کاي محبوب بي همتا / تو را عاشق شود پيدا ولي مجنون نخواهد شد

Alireza
Alireza
در مشاعره

آتش از برق نگاهت ريختي بر جان من / خواستي تا در ميان شعله ها آبم کني