مـحمـد
برای بیرون کردن از دهمان نام کوچه هارا عوض کردند
مـحمـد
یه بار دیگه برگرد/ مردن رو یادِ من بده، بعد باز برو
مـحمـد
به درختی میمانم که خبر سادگیش به گوش دارکوب ها رسیده
مـحمـد
آنقدر در پستویِ خانه اش نهان شد که دیگر هیچوقت پیدایش نکرد
مـحمـد
سرشو بين پاهاش قايم کرده بود. تو اتوبوس بود. يادش نميومد بليط چه مسيری رو خريده بود. فقط ميخواست بره ...
مـحمـد
از درختان کوچه مان بیزارم .. آنها نه بلند می شوند و نه می میرند
مـحمـد
یه جایی بینِ بودن و نبودن
عالی ..
14 سال و 2 ماه و 9 روز و 2 ساعت قبل