مـحمـد
من خسته از اینکه تابلوی بن بست ، آخر ِ جاده نصب شده بود
مـحمـد
سقوط کردم !! از سطحی بالاتر به سطحی پايين تر، پخش شدم همه چيم پاشيد اينور اونور ميخواستم تجربه کنم سقوط رو ..ولی اونا نميدونن من ميدونستم که اکثر آدمهايی که خودشونو پرت ميکنن قبل از برخورد با زمين در اثر سکته ميميرن
مـحمـد
رودخانه ای که از ميان باغ می گذشت، تشنه ی پاهای برهنه ی دختری بود که با ماهی های قرمز در آب بازی می کرد و درختان سيبِ باغ، خشک شدند
مـحمـد
بیا و حاضری بزن /غیبت بس است ..دفترم پر شده از این "غ" "غ" ها
چ خوب ِ این یکی /
14 سال و 19 روز و 17 ساعت و 1 دقيقه قبلیاد ِ خودم اُفتـادم ..
چقد جات خالیه ...
13 سال و 5 ماه و 25 روز و 20 ساعت و 41 دقيقه قبل7 ماه و 4 روز و 19 ساعت و 43 دقیقه
13 سال و 5 ماه و 14 روز و 21 ساعت و 33 دقيقه قبلنیستی کجایی محمد ؟