مـحمـد
چه اشتباه بزرگی بود..لبخند زدن در حین سوختن..
مـحمـد
من نخو تو سوزن كنم؟نميتونم..ببين دستم ميلرزه
مـحمـد
هنوزم تو فیلمای ایرانی وقتی به دختره پیشنهاد ازدواج میدن اول روسریشو درست می کنه
مـحمـد
از دودمانم تنها دود مانده..
مـحمـد
یادتونه بچگیا بعضی صبحا از خواب بیدار میشدیم یه چیزایی به چشمامون چسبیده بود نمیذاشت باز بشن که باید با چای سرد برامون میشستن..الان بالهام اینجوری شده..چسبیدن به هم..
مـحمـد
من باید یه تابلو بزنم که نوشته باشه"یکی از همین روزا ماهم جزو آدما میشیم"
مـحمـد
هرکس از من بت ساخت خرابش کردم
مـحمـد
من که هر بار از دور برای خودم دست تکان میدادم
مـحمـد
دیگه هیچ پاییزی شورانگیز نیست.
مـحمـد
فرهاد كوه را نكند، غرق كرد
مـحمـد
به خود مي پيچيم.شهر از درد،من از بي خوابي
مـحمـد
کوچه هایی که به تو میرسند یا بنبستند یا بیراهه..
مـحمـد
یادگاریارو گذاشتم دم در چند شب پیش،بوی تعفنشون خونه رو برداشته بود. راستی خبر داری جدیدا سوفورای شهرداری ساعت 1 شب میان؟ ساعت 4 صبح هم معتادا به جون صندوقای صدقه میوفتن.هر شب میبینمشون از طبقه چهارم. یه وقتایی هم خیال شورش تو سرم میاد،ولی من که وی نیستم برم رو پشتبوم با ریتم آهنگ دستامو تکون بدمو شهر منفجر بشه! این سمفونی نمیدونم چندم بتهوونو هم گم کردم.تازه نقاب گای فاکس هم ندارم.آخه بدون نقاب که نمیشه شورش کرد.اگه خواستی بیای یه دونشو تو راه برام بگیر.اگه مال خودت باشه که چه بهتر
ممد .. ممد
12 سال و 11 ماه و 16 روز و 18 ساعت و 54 دقيقه قبلچی بودی این نوشتت .. آخ