Kuzey
باور نکن تنهاییت را من در تو پنهانم تو در من از من به من نزدیکتر تو از تو به تو نزدیکتر من باور نکن تنهاییت را تا یک دل و یک درد داری تا در عبور از کوچه ی عشق بر دوش هم سر می گذاری دل تاب تنهایی ندارد باور نکن تنهاییت را هر جای ای دنیا که باشی من با توئم تنهای تنها من با توئم هر جا که هستی حتی اگر با هم نباشیم حتی اگر یک لحظه یک روز با هم در این عالم نباشیم
Kuzey
چقدر درد دارد وقتی که از عشقت یک شماره خاموش مونده باشه برات . . .
Kuzey
فرض کن به عکاس بگویم تارهای سپید را سیاه کند و چین و چروک را ماست مالی و حتی از آن خنده ها که دوست داری برایم بکارد باز هم از نگاهم پیداست چقدر به نبودنت · خیره مانده ام . . .
Kuzey
اَگـــہ یـــــ ه روز یــــ ه کـَـــسیـــ… دِلِتــــــ.. رو شِکَستـــــ..صِداشـــــو در نَیـــــــار…!!!! یــــــــ ه روز دلـــــِ.. خـــودِشـــــ.. مــے شــــکنـــــ ه ، صِـــداش در میـــــآد….
Kuzey
وقتی دیر رسیدم و با دیگری دیدمت … فهمیدم که گاهی ... “هرگز نرسیدن بهتر از دیر رسیدن است”
Kuzey
مادر " مرا ببخش درد بدنم بهانه بود ! . . . کسی رهایم کرده که صدای بلند گریه ام .. ... اشک هایت را در آورد
Kuzey
چه قانون ناعادلانه ای برای شروع یک رابطه هر دو طرف باید بخواهند ولی برای تمام شدنش همین که یک نفر بخواهد کا[!]ت ..
Kuzey
افسانه ها را رهاكن! دوري و دوستي كدام است؟؟ فاصله هايند كه عشق را ميبلعند ... من اگر نباشم ...! ديگری جايم را پرميكند.... به همين سادگي
Kuzey
نجار ها هم کورند ، هنوز تخت دو نفره می سازند ... نمی بنینند همه تنهاییم ..! حتی آنهایی که دو نفره می خوابند ...!
Kuzey
در کـــــودکــی... درکــدام بـازی ، راهـت نــَــدادنــد ، کــــــه امـــــروز ، انـقَــدردیـوانه وار تــــشنـه ی " بـازی کـَــردن " بــــــــا آدم هـایی ؟
Kuzey
تمام تنم می سوزد از زخم هایی که خورده ام دردِ یک اتفاق که شاید با اتقا قِ تـو دردش متفاوت باشد ویرانم می کند من از دست رفته ام ، شکسته ام می فهمی ؟ به انتهایِ بودنم رسیده ام ؛ اما اشک نمی ریزم پنهان شده ام پشتِ لبخنـدی که درد می کند
Kuzey
ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام م م م م م م م م به تمام دوستان گلم
Kuzey
عشق و غم
چه زود فراموش شدم تو ذهنا خاموش شدم
شدم بده تو قصه راحت فراموش شدم
غصه ها توی قلبم امونمو بریده
درست میگن که آدم از عشق خیری ندیده
هرچی میگن دروغه باور نکن می شکنی
میگن بهت که عشقم فقط تو تو قلبمی
این روزا بد غرورت زیره پاهات له میشه
از غم عشق و دوری چشمای تو تر میشه
خلاصه که عزیزم از من به تو نصیحت
هرچی دیدی دم نزن نشین تو پای صحبت
بهانه ها جور واجور دروغا ثابت میشن
گل هایی که تو چیدی یکدفعه پرپر میشن
میگفت نفس کشیدن بی تو برام حرومه
میگفت دوست دارم من دوست دارم دیونه
دیدی چه آسون گذشت رفت سراغ دیگری
تورم کنار میذاره ؟ انتخاب آخری ؟
Kuzey
دل
چی بگم وقتی دیگه حرفی نمونده تو دلم ؟
یک غم بزرگیه این روزا مونده رو دلم
این روزا عشق و دارن تو کوچه ها دار میزنن
واسه دل های شکسته دیگه زار نمیزنن
دیگه غربت واسه من رنگ سیاهی نداره
هرکی گفت که عاشقه به قلب من راه نداره
انقدر دروغ شنیدم راست و باور ندارم
دیگه روی شونه هام هر سری رو نمیذارم