دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Kuzey

یه پسرایی هستن که . . . صدای خنده هاشون تو خیابون میپیچه شلواراشون نه خیلی براشون بزرگه نه خیلی کوچ... درباره »
Kuzey
مرد - مجرد

دنبال‌شدگان

(43 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(142 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

Kuzey
Kuzey

راستش را بخواهی از موقعی که رفتی هیچ چیز تغییر نکرده است … من هنوز قهوه میخورم سیگار میکشم پیاده میرم … هستم؛ اما تلخ تر بیشتر تنهاتر

Kuzey
Kuzey

عطش دلزده گاهی از ساده ترین حادثه هم دلگیرم گاهی از دوری تو کینه به دل می گیرم گاهی از حوصله خسته به خودم می پیچم گاهی از کثرت بیهودگی حتی هیچم لحظه هایی است که من از تو و خود بیزارم لحظه هایی که به حال دل خود می بارم لحظه هایی است که من گنگم و بی ایمانم در دل غربت هر خاطره جا می مانم با خودم از عطش دلزده ای می گویم راه ترک دل نفرین شده را می جویم از خدا راهِ رهایی ز تو را می خواهم ساده از عمر نگاهم به دلت می کاهم گاهی از ساده ترین حادثه هم دلگیرم از تماشای دل خستۀ خود می میرم لحظه هایی است که من میل رهایی دارم از خودم از تو و از عشق و جنون بیزارم

Kuzey
Kuzey

رفته ای اما…. خدایمان هست بگذار هرگز پس از ما کسی از آنچه از تو بر ما گذشت چیزی نداند. نامه اول رفته ای اما…. خدایمان هست بگذار هرگز پس از ما کسی از آنچه از تو بر ما گذشت چیزی نداند. با رفتنت عاشق شدم و با بودنت جسمی کرخت بیش نبودم به خیال خودت از خویشتنم کردی دور غافل از آنکه من ازتوبه تو نزدیکترم چنان چون روحی که در پایان سفر خود را به هجوم ناباوری های زمان سپرده بود تا به امروز که جز وامانده های احساسات به یغما برده اش چیزی ندارد و من مانده ام در میان مردمانی که دوست ترشان نمی دارم و لحظه به لحظه احساس ترحم نسبت به شان در من جوانه می زند از آن رو که مردگانی بیش نمی دانمشان که چشمان بسته شان را حریصانه به اشتیاق رسیدن به منافع شان باز نگاه داشته اند و همان آنانند که به وقاحت چون انگشتانی به سویم نشانه می روند و مرا متهم به کشتن نفس خویش می سازند که تو را به باور نشسته ام. بی خبرتر از آنند که بدانند زجری لذت بخش در تمامی بند های تنم زاده شده ست که مرا مسخ وجود ناوجودم می کند ومن در تهی گاه هستی فرو می شوم و در هم لولیدن دو روح را احساس می کنم و می بینم

Kuzey
Kuzey

هرکس از این دنیا چیزی برداشت ، من از این دنیا دست برداشتم !

Kuzey
Kuzey

تو کسی که خنده اش طعم زمستان میدهد من همان که ابتدایش بوی پایان میدهد خوب میدانم که یک شب ، یک شب بی انتها عشق روی دستهای بی کسم جان میدهد

Kuzey
Kuzey

نمی نویسم ….. چون می دانم هیچ گاه نوشته هایم را نمی خوانی چون… نمی نویسم ….. چون می دانم هیچ گاه نوشته هایم را نمی خوانی حرف نمی زنم …. چون می دانم هیچ گاه حرف هایم را نمی فهمی نگاهت نمی کنم …… چون تو اصلاً نگاهم را نمی بینی صدایت نمی زنم ….. زیرا اشک های من برای تو بی فایده است فقط می خندم …… چون تو در هر صورت می گویی من دیوانه ام.

Kuzey
Kuzey

ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام م م م م م م م م به تمام دوستان گلم

Kuzey
Kuzey

چه کار سختی از من طلب میکنند این دلتنگی های حل شده در بغض فراموشی ات به دست من نیست که این سر سختی ها تو را با من لج میکنند بگذار فریاد بزنم !فــــــــــــــراموش نمیــــــــــــــشوی

Kuzey
Kuzey

روزای آفتابی خوبه عینک آفتابی میزنم کسی چشمای پر از اشکم رو نمیبینه ، روزای بارونی هم همینطور با وجود بارون کسی اشکام رو نمی بینه ، بلاتکلیفم کردند روزهای ابری

Kuzey
Kuzey

خدایـــــــــــا ، دخـلـَم با خرجـم نمیخواند ، کم آورده ام ، صبری که داده بودی تمام شد ، ولی دردم همچنان باقیست !!! بدهکار قلبم شده ام ، میدانم شرمنده ام نمیکنی؛ باز هم صبـــــــر میخواهم.

Kuzey
Kuzey

اینقدر از همه کس بد دیدم،که به چشمای خودم بد بینم،شاید دنیا خوبه ومن دارم،دنیا رو با دید بد میبینم.شاید زود رنجمو مشکل بینم،که همه چیزو به دل میگیرم،زود قضاوت میکنم که میگم،در این دنیا رو گل میگیرم.اگه سرتاسر زندگیه من مصیبته،اگه پشتم زخمیه خنجر یک رفاقته.مگه تقصیر منه؟ای خدا بگو اگه تقصیر منه؟چرا بدبیاری توفال منه؟چرا تقویمه من ازغصه پره.چرا سرنوشت من شکسته،چرا دردا خارج از تصوره؟

Kuzey
Kuzey

گفت جبران میکنم، گفتم کدام را؟ عمر رفته را؟ روی شکسته را؟ دل مرده اماتپیده را؟ حالا من هیچ؛ جواب این تار موهای سفید را میدهی؟ نگاهی به سرم کرد و گفت چه پیر شده ای؟ گفتم جبران میکنی؟ گفت کدامش را...

Kuzey
Kuzey

شاهزاده ای را گفتند: مردی جوان و فقیر در شهر هست که بسیار به شما شباهت دارد.امر کرد بیاوریدش . بدو گفت آیا مادرت در جوانی در دربار خدمتکار بوده؟؟گفت: مادرم فلج مادرزاد است ولی پدرم سالها پیش باغبان شاه بوده

Kuzey
Kuzey

ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام م م م م م م م م به تمام دوستان گلم

Kuzey
Kuzey

خدانگهدار همه ی دوستای گلم