Kuzey
آدم است دیگر گاهی اوقات حتی برای نامردی هایت هم دلتنگ میشود…..
Kuzey
آدمـهایِ تمام شده را دیگر از نو شروع نکن نـه آنها مثل قبل خواهند بود... نه تـو... نه حتی رابـطه تان...
Kuzey
خدا لعنت کنه کسی رو که قصه ها رو با یکی بود یکی نبود شروع کرد !! آخه بی انصاف چی ازت کم میشد بگی هر دو بودند ؟؟ !!
Kuzey
دلت که تنگ یک نفر باشد ، خود خدا هم بیاید تا خوش بگذرد و لحظه ای فراموش کنی فایده ندارد ... تو دلت تنگ است! دلت برای همان یک نفر تنگ است … تا نیاید تا نباشد هیچ چیز درست نمی شود …!
Kuzey
مادر تنها کسی است که میتوانی تمام فریادهایت را برسرش بکشی و مطمئن باشی که هرگز انتقام نمی گیرد شاخه گل نا قابل به همه ی مادران دنیا
Kuzey
پارسال با او زیر باران قدم میزدم ……….. امسال او را با دیگری زیر باران اشک های خودم میبینم ………………………… شاید باران پارسال اشک های کس دیگری بود…
Kuzey
صدای مرا بشنو… من از درون کسی فریاد میزنم که روزی خود را عاشق ترین میدانست ولی اکنون در گوشه ای از دل تنگ دنیا در زیر خروارها خاطره، آرامیده است، من او هستم و او تنها دلی بود که میشناختم…!
Kuzey
ما را از کودکی به جدایی ها عادت داده اند همان جایی که روی تخته سیاهمان نوشتند: خوب ها / بدها
Kuzey
خیــــلی ســــختـــــــــــــه وقتـــــی نگـــــرانیهــــــــاتـو از،از دســــتـــــ دادن عشقت رو بــه عشقت بگـــــــی و در جوابــــ بشـــــنوی : بـــــاشه اگـــــــه بـاورم نــــداری خــــداحـــــافظ...!!!!!
Kuzey
من براى تنها نبودن آدمهاى زیادى دوروبرم دارم ….. آن چیزى که ندارم کسى براى باهم بودن است…
Kuzey
اگه کسی رو دوس دارین بهش بگین که دوســــش دارین قبل از اینکه کس دیگه اى این کارو بکنه
Kuzey
به آنچه گذشت… آنچه شکست… آنچه ریخت… حسرت نخور زندگی اگر زیبا بود باگریه شروع نمی شد…
Kuzey
بد که باشی ، بیشتر توی خاطر آدما می مونی ؛ آدما خوبی رو خیلی زود از یاد می برن ! اگر خداوند آرزویی در دلت انداخت ، بدان توانایی رسیدن به آن را در تو دیده .. بدترین قسمت زندگی ؛ انتظار کشیدن است اما …. بهترین قسمت زندگی داشتن کسی است که ارزش انتظار کشیدن داشته باشد … !!! هرگز منتظر فردای خیالی نباش! سهمت را از شادی های زندگی همین امروز بگیر…. آموخته ام هرگاه کسی یادم نکرد؛ من یادش کنم. شاید او تنهاتر از من باشد … به کسی اعتماد کن که بتواند سه چیز تو را تشخیص دهد اندوه پنهان شده در لبخندت را، عشق نهان در عصبانیتت را ، و معنای حقیقی سکوتت را…. بهای دوست نه از زیبایی اوست و نه از دارایی اوست فقط از وفای اوست…
Kuzey
آن روزها گنجشک را رنگ میکردند و جای ِ قناری میفروختند…
این روزها هوس را رنگ میکنند و جای ِ عشق میفروشند….
آن روزها مالباخته میشدی و این روزها ،دلبــــاخــــته…. !!
Kuzey
وقتی که تکیه گاه کسی باشی نباید بلرزی نباید پایت سُر بخورد…. نه اینکه بترسی که خودت زمین می خوری، نه بترسی از اینکه کسی که به تو تکیه کرده زمین بخورد و بشکند