Kuzey
گاهی دلم می خواهد خودم را بغل کنم! ببرم بخوابانمش! لحاف را بکشم رویش! دست ببرم لای موهایش و نوازشش کنم! حتی برایش لالایی بخوانم، وسط گریه هایش بگویم: غصه نخور خودم جان! درست می شود!درست می شود! اگر هم نشد به جهنم… تمام می شود… بالاخره تمام می شود…!!!
Kuzey
زن که سیگار می کشد یعنی یک تناقص پر معنی: یعنی روحی ظریف … با زخمی مردانه
Kuzey
من همیشه خوشحالم !
می دانید چرا !؟
برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم ….
انتظارات همیشه صدمه زننده هستند ؛
زندگی کوتاه است ،
پس به زندگی ات عشق بورز ….
خوشحال باش .. و لبخند بزن .. فقط برای خودت زندگی کن … !!!
Kuzey
بهش بگی دوسش داری پرو میشه میره ا بهش بگی ازش بدت میاد نا امید میشه و میره ، ا محبت کنی خوشی میزنه زیر دلش و میره ،ا محبت نکنی ، از یکی دیگه محبت میگیره و میره …ا خلاصه اومده که بره … خودتو خسته نکن
Kuzey
گاه فکر میکنم به دنبال کدام آرزو قاصدک های احساسم را پرپر کردم؟ و در جستجوی کدام راه همه را بر باد دادم؟ اشک دیده ام را تار میکند و من در هاشورِ شــــــورِ غمگینی این روزها به گلی فکر میکنم که با تازیانه های بی رحمِ بادِ روزگار پر پر شد… بی آنکه دستی گلبرگهایش را میان دفتر خاطراتش نگاه دارد!
Kuzey
بعضی آدمها باید مثل جعبه ی سیگار برچسب هشدار داشته باشن تا فراموش نکنی که دوست داشتنشون فقط برای تو ضرر داره…!!!
Kuzey
عاشقت بودم و دیوانه حسابم کردی آشنا بودم و بیگانه خطابم کردی گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم چه بگویم، که غم دل برود تا تو بیایی!
Kuzey
توان آدمیان را، با آرزوهایشان می شود سنجید…. تا می توانی آرزو کن…. دلت برای دنیــا نسوزد…. فراهم کردن آرزوهــــای تو برای دنیا هیـــــچ کاری ندارد….. همیــن حالا بخـــواه تا بــرآورده شود….
Kuzey
هــــــرگــز بـه گذشته برنگــــــــرد اگر سیندرلا برای برداشتن کفشش برمیگشــت هیچوقت یک پرنسس نمیشد…
Kuzey
وقتی گلدون خونمون شکست ، پدرم گفت : قسمت این بود ، مادرم گفت : هیف شد ، خواهرم گفت : قشنگ بود ، داداشم گفت : کاش دوتا داشتیم ، اما وقتی دل من شکست کسی به فکرش نبود
Kuzey
سه چیز را برای هیچکس آرزو نمیکنم … تنهایی … سه روزِ بارانی … و این دو سوال ، میایی ؟؟ نمیایی؟؟
Kuzey
تنها بودن قدرت میخواد
و این قدرت را کسی به من داد
که روزی میگفت:
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
تنهـــــــــــــــــــــایت نمیگذرام!!!