دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Kuzey

یه پسرایی هستن که . . . صدای خنده هاشون تو خیابون میپیچه شلواراشون نه خیلی براشون بزرگه نه خیلی کوچ... درباره »
Kuzey
مرد - مجرد

دنبال‌شدگان

(43 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(142 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

Kuzey
Kuzey

بعضی لحظه هاست که واقعا دلم واست تنگ میشه من اسم اون لحظه های قشنگو گذاشتم “همیشه”

Kuzey
Kuzey

همیــــشه جایی در حوالی دلتــنگی من جــاری می شــوی… جــاری می شــوی در ابـــریِ چشــمانـــم… و می بـــاری آنقــدر تا زلال شـــوم… تا آســمانی شــود هــوایِ دلــم… آنقــدر که با همـــه روحـــم حــس کنـــم… داشتــــن تو … می ارزد… به تمـــام نداشــته هـــای دنیــــا…

Kuzey
Kuzey

شب و درد و دل … شب بود ، شبی که تصویری سیاهتر از گذشته ها داشت… شبی که مهتابش در پشت ابرهای سیاه به خواب رفته بود. شبی که گهگاهی ستاره های نادری در آسمان سیاه و ابری می درخشیدند . ستاره هایی که نوری نداشتند… شب سوت و کور شده بود ، بدون مهتاب ، بدون ستاره! ابرها به آرامی از کنار ماه می گذشتند…وقتی ابرهای سیاه بر روی ماه می نشستند احساس تنهایی و سیاهی در من بیشتر می شد… شب نمی گذشت ، بی پایان بود…کاش هر چه زودتر این شب بی پایان ، پایان داشت. سکوتی سرد در تنهایی و درد در قلب آسمان دلم احساس می شد… سیاهی شب…تنهایی مرد همیشه تنها ! ستاره ها درد مرا نمی فهمند ، مهتاب خاموش مانده است، چون ابرهای سیاه روی آن را پوشانده اند… تنها امیدم به مهتاب بود اما… حالا به چه کسی بگویم درد دلم را در این شب غریبه!… ستاره ها هر کدام در آسمان برای یک دل هستندو برای هزار چشم چشمک می زنند … من دلم می خواهد درد دلم را برای کسی بگویم که یک دل و یکرنگ باشد اما!.. پس همان بهتر که درد دلم درونم بماند و تبدیل به بغض شود و در آخر سر بغضم تبدیل به همان گریه شبانه شود…همان بهتر…

Kuzey
Kuzey

یک فنجان قهوه پر یک صندلی لهستانی نو که جیر جیر نمی کند یک سیگار سالم روشن نشده یه کافه روشن روشن و ذهنی خالی از تو …

Kuzey
Kuzey

فامیلمون اومده خونمون میگه از وقتی کولر گذاشتین خونتون اینقدر خنک شده ؟ گفتیم پـَـــ نــه پـَـــ از وقتی توی کانون فرهنگی آموزش ثبت نام کردیم !

Kuzey
Kuzey

نمیدونی در نبودنت چه ها کشیدم دو سیب آلبالو آلبالو نعنا هلو نعنا خلاصه که جات خالیه !

Kuzey
Kuzey

بعد از اینکه دو ساعت تو صف عابر بانک واستادم تا پول بگیرم یارو برگشته می گه: آقا ببخشید سالمه؟ میگم پ ن پ مریضه اینم صف عیادت کننده هاست

Kuzey
Kuzey

خدانگهدار

Kuzey
Kuzey

اگه یه موقعی تو یه موقعیتی گیر کردین که یکی می خواست بکشتتون زودی بگین : بکش ! بکش راحتم کن معطل چی هسسی؟ د یالا لعنتی ! تو همه فیلما امتحان خودشو پس داده. البته در مورد سیلی پدر کاملا بی نتیجه بوده !

Kuzey
Kuzey

دیشب مهمون داشتیم بابام دیر کرده بود نیومده بود … مامانم به من : یه “تک بزن” به بابات بگو مهمونا اومدن پس چرا نمیای ؟ بگو نوشابه هم بخره ؟ راستی بهش بگو یه بسته چیپس سیب زمینی هم واسه کنار مرغ بخره و زود بیاد … من : همه اینا رو با یه تک زنگ بگم دیگه ؟ مامانم : خب یه مسیج بهش بزن و زود قطع کن !!!

Kuzey
Kuzey

سالها پس از منقرض شدن مرغ : مادر به دختر : دختر لگد به بختت نزن ! پسره قول داده یه جوجه رنگی مهرت کنه !

Kuzey
Kuzey

عشق با جمله : “تو با بقیه فرق داری ” شروع میشه و به جمله ” تو هم مثل بقیه ای” ختم میشه !

Kuzey
Kuzey

حیف نون ناراحت بوده از میپرس چرا ناراحتی ؟ میگه نمی دونم چرا زنا این قدر به شوهراشون مشکوکن ۴ تا زن دارم همشون اینجوری

Kuzey
Kuzey

شاعر میگه : بنی آدم اعضای یکدیگرند، اما مشخص نکرده که مثلا من دقیقا جیگر کی هستم !!!

Kuzey
Kuzey

خدانگهدار همه شبتون پر از خوبی