Kuzey
زن یعنی لبخند در هجوم گریه ها آرامش وقت بی قراری های مدام عاشقانه ای هنگام غروب ، وسط میدان جنگ زن یعنی تفسیر جمله ی " دوستت دارم " یعنی خدا هم زیباست، عجب نقاشی خوبی است یعنی فلسفه ی آفرینش یک آغوش خود ِ زندگی ، احساسِ عریان زن یعنی زن ، مادر ، معصومیت تا بی نهایت
Kuzey
فهمیدن یک زن سخت نیست، زن سراسر ناز است و نیاز گریه ها،خنده ها،حرفهایش تنها برای مردش هست !!! او عشق می خواهد و آغوش سینه ایی مردانه ،شانه ای برای تکیه دادن فهمیدن یک زن سخت نیست باور کن...
Kuzey
کـــــآش . . .
در ســـرزمــیــنِ مـَـن بــجــآیِ حِـجــآب و حَـیــآ ، شِـــرافـَـت اِجـبــآری بــود . . !
Kuzey
می دانی؟ می دانی از وقتی دلبسته ات شدم همه جا بوی سیب و بهشت میدهد؟
Kuzey
عیب نداره ... عیب نداره که " تنهایی "... عیب نداره که شبا بدون " شب بخیر " می خوابی ... عیب نداره که جمله ی "دوستت دارم " رو نمیشنوی ... عیب نداره که دلش دیگه برات " تنگ " نمیشه ... عیب نداره حرفاتو باید تو تختت با " خودت " بزنی ... عیب نداره زیره بارون بدون اون ، باید " تنها " خیس شی ... عیب نداره که کسی نیست " درد " هاتو بهش بگی ... عیب نداره گلم ، " خــدا بــزرگــه " اونم تنهاست ، بدون شب بخیر می خوابه ، دوستت دارم های تورو میشنوه و دلش برات تنگ میشه ! حرفاتو به اون بزن ، زیره بارون باهاش قدم بزن ، به خودش قسم به درد و دلت گوش میده !!
Kuzey
غم نویس نیستم فقط گاه و بی گاه آب و هوای دل را مکتوب میکنم حالا اگر آسمان دل سرخ و کبود و غم گرفته است چه کنم ؟!
Kuzey
دیدیـــــــ؟! .... بالاخـــره .... عاشقــت شــدم!؟ دیدمـــــــــ .... چه زود ... پـــــس زدی مـــرا!!! لطــــفا .... از اینجـــا به بعد را ... چشم بسته بخوانید! اینکه از خواندنش "لذت" می بریـــــد، ... "احســـــاسِ عریــــانِ" مـــن است!.!.!.!
Kuzey
اینـــ چه رسمیسـتــــــــ؟؟؟؟ پیراهنشـ را منــ برایشـ میخرمـــ دیگریـ از تنشـ در مـــــــــــــی آورد!!!!!!
Kuzey
درد یعنی عاشقـــــــــــانه هایی که مینویـــسی
و دیگران را به یادعشــــقشان بیندازد
و تـــــــو همچنان بنویـــــسی
بدون اینکه عاشـــــــــــــــق کسی باشی
یا حتی در یــــــــاد کسی...
Kuzey
صدا میکنمــــ ”تو” را... اینـ ”جان” کهـــ میگوییـــــ ، ”جان” َم را میگیرد... نزنـــ اینــــ حرفـــها را... دل ِ منـــ ”جنبه”ندارد...!
Kuzey
و خدا خواست که یعقوب نبیند یک عمر
شهــر بی یـار مـگــر ارزش دیـــدن دارد؟
Kuzey
هر صبح پلک هایت .....
فصل جدیدی از زندگی را ورق می زند...
سطر اول همیشه این است:خدا همیشه با ماست...
پس بخوانش با لبخند......!!
Kuzey
ادمـــای زیـــادی روی تخـــت دو نفـــره میخوابـــن اما قشنگـــــ اونکه روی تخـــت یه نفـــره به یـــــاد هـــــم بیـــــدارن ...!
Kuzey
مــن عـاشـق تــو هـسـتـم ... عاشق چشمانى که اقیانوسى از آرامش را در خود دارد... عاشق دستانى که خداوند، نوازش را با الهام از آنها معنا کرده است ! و عاشق لبخندى که زیبایى را تمام و کمال به تصویر مى کشد... دوسـتـت مـی دارم...!
Kuzey
جــآے خالیَتـــــــ آنقــــَدر بُــــزُرگـــــــ شُـــده که حَـتـــــے مــــے شَــــــوَد دَر آنـــ ــــ زِندِگـــے کَرد…