دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Kuzey

یه پسرایی هستن که . . . صدای خنده هاشون تو خیابون میپیچه شلواراشون نه خیلی براشون بزرگه نه خیلی کوچ... درباره »
Kuzey
مرد - مجرد

دنبال‌شدگان

(43 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(142 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

Kuzey
Kuzey

وقتی دلم به وسعت تمام عاشقانه هایم ، می گیرد ...چه کسی می داند که در آن ورطه ی هولناک دلتنگی ،یاد طنین خنده های تو ، چه "جانی" به من می بخشد ... !!!

Kuzey
Kuzey

بادِ لعنـتی ، می آیـَ ـد ، عطر تو را می آورد ... و جز بالـش خیـس َم ، چـ ـه کسـ ـی حال ِ مرا می فـَهمــَد ... ؟

Kuzey
Kuzey

لبخـنــבهاے ڪوتاه و تلخـــم یعـنـے روزے بـﮧ ωـختے اכּـتقام خواهـــم گرفـت ...

Kuzey
Kuzey

سطر به سطر جمله هایم ، پارادوکسی از توست !مدت هاست نبودنت عادت زندگی ام هست .نه تپشی از تو ،در من جریان دارد ...نه تپشی از من ،در تو !

Kuzey
Kuzey

یک فنجان قهوه تلخ یک شکلات تلخ که از گرمای فنجان در بشقاب زیرینش آب شده است ماهواره و انتن قطع شده تمام شبکه ها برفکی بیش نشان نمی دهد کلافه شده ام روی کاناپه نشستم این حال و روز من است اما این ها نشانه ی تنهای من نیست چراکه صدای باد و یاد و خاطرات تو مجال تنهایی نمیدهد (ارغوان)

Kuzey
Kuzey

هــــــــی رفیق ... زیادی خوبی نکن ! انسان است ، فراموشکار است ...! از تنهایش که در بیاید ، تنهایت را دور میزند ! پشت می کند به تو ، به گذشته ات ...! حتی روزی میرسد که به تو هم میگوید : شما !؟...

Kuzey
Kuzey

گفتـــ : ''او'' عشقــمــه و تــو زنــدگــیـمـی بــ حــرفــ گذشــتــه ات عمــل میکنـــم و مـیـرم وَ مـن پشـیمان از گفـتن جـمله ای که هـزاران بـار بهـش گفـته بـودمـ . . . ''آدم واسه رسیدن به عشقش باید از زندگیش بگــذره''

Kuzey
Kuzey

از من که گذشت اما اگر باز در سرت هوای خداحافظی داشتی از همان ابتدا سلامی نکن لطفا

Kuzey
Kuzey

تـَمـام عــاشـِـقـ ـآنـهـآیــَـت بـوی گـَنـد " دروغ " مـیـدَهـَد هـِـی ... زیـآدی خـودتـو بـآلـا نـَکـِش ... مـَن از تـو زیـآدی خـوب نـوشـتـَم حیـف کـِه ایـن نـوشـتـه هــآ لیـاقــَت میـخـوآهـَد !!

Kuzey
Kuzey

کجــاها را به دنبالت بگـــــــردم شهر خالی را...!؟ دلم انگـــــار باور کــــــرده آن عشق خیالـــــی را نسیمی نیست... ابری نیست... یعنی:نیستی در شهر تـــــو در شــــــهری اگــر باران ....

Kuzey
Kuzey

هــر شبـــ بـا شبــ بخیــر ــهای مــن خـوابتـــ میبــرد ... حالــا چطــوری بــرات لـالــایـی خـونـد ... کـه اینقـدر راحتـــ وجـدانـتـــ ُ خـوابـــ کــرده ؟!

Kuzey
Kuzey

گــوشــه ی اتــاق چنبره زده ام بـآ چشمــآنی همـواره تَـر بآزوان لختم را ب آغوش میکشم،نوازش میکنم حالم خوب نیست بغضی کهنه در گلو دارم که درد میکند سیگارم میســـوزد و میســــوزد و .... در دودش تـ!ـو را میبینم ... ''این حالِ منه بی تو ، چـــ ه کردی با من ؟؟''

Kuzey
Kuzey

گاهی باید بروی به سویش.. همان که قهوه هایش را در انتظارت سرد نوشیده.. همان که در سرمای زمستان دستانش در انتظار دستانت یخ بسته.. همان که دوربینش در انتظار عکاسی از تو خاک میخورد.. قدم هایت را به سمت کسی بردار که در اتوبوس برای بعدنت صندلی میگیرد... او که برای پنجره ها از تو میگوید.. تنها کمی لبحند لازم است.. گاهی باید بروی به سویش.. گاهی.. باید بروی.. به سویش.. !!!

Kuzey
Kuzey

به سلامتی اون پسری که تمام گریه هاشو کرد بعد رفت دیدن عشقش..! فکر نکرد که غرورش میشکنه..! به این فکر بود که شاید عشقش با دیدن اشکاش مجبور به موندن میشه…..

Kuzey
Kuzey

سلامتی آدمای بی کینه که وقتی یکی رو دوست دارن هرچقدرم اذیتشون کنه هرچقدرم ناراحتشون کنه باز یادشون میره و دلشون براش تنگ میشه!