Kuzey
خاصیت دنیاست
که در اوج داشتن و خوشبختی
دلهره ی "از دست دادن" پر رنگ تر است
Kuzey
باز یا بسته ... چه فرق می کند؟ پنجره ... زخم ِ همیشگی ِ دیوار است...
Kuzey
خیانت فقط به حرف زدن یا بیرون رفتن
با کس دیگه ای نیست!
فک کردن به کسی جز اونی که هست هم خیانت...!!!
Kuzey
این جا
آنقدر شاعرانه دروغ می گویند
و آنقدر در دروغ هایشان شاعر می شوند
که نمیدانم
در این سرزمین
با اینهمه فریب
چگونه ست که دلم هنوز
خواب باران را دوست دارد!
Kuzey
ﻣﻴﺪﻭﻧﻲ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﭼﻲ ﺣﺮﺻﻢ ﻣﻴﮕﻴﺮﻩ ؟؟؟ ﺍﺯ ﺍﻳﻨﮑﻪ ﺗﺎ ﺩﻳﺮﻭﺯ ﻫﺮﭼﻲ ﻣﺰﺍﺣﻢ ﺩﺍﺷﺖ به ﻣﻦ ﻣﻴﮕﻔﺖ ﺗﺎ به ﺣﺴﺎﺑﺸﻮﻥ ﺑﺮﺳﻢ ﻭﻟﻲ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻭﻗﺘﻲ ﺑﻬﺶ ﺯﻧﮓ ﻣﻴﺰﻧﻢ ﻫﺮﮐﻲ ﺍﺯﺵ ﻣﻴﭙﺮﺳﻪ ﮐﻴﻪ ، ﻣﻴﮕﻪ : هیشکی ﻧﻴﺴﺖ ﻣﺰﺍﺣﻤﻪ !
Kuzey
او هـــــم آدم اســـــت اگر دوســـــتت دارم هایت را نشـــــنیده گرفت غـــــصـــــه نـــــخور اگـــــر رفـــــت گـــــریـــــه نـــــکـــــن یـک روز چــشــم های یک نــفـــر عاشــقــش میکند یک روز معــــنی کــــم محــــلی را مــــیفهمد یک روز شکــــستن را درک مــــیکند آن روز میـــــفهـــــمـــــد کـــــه آه هایی کـــــه کشـــــیدی از ته قلبـــــت بوده . . .
Kuzey
آسوده برو ! دلواپس نباش
من و درد و یـــــــادت تا ابـــــــد با هم هستیم
دنیای من
پر از دستهایست
که خسته نمی شوند
از نگه داشتن
نقاب ها . . . !
Kuzey
سکوتـــــــ پشت گوشی تلفن سنگین ترین سکوتهاستــــــــــ. نه از دستـــــــــــ ها کاری ساخته است ؛ نه از چشــــم ها...
Kuzey
مــَـن بـی تــو
شعـــر خــواهــم نــوشتـــ؛
تـــو بــی مـَـن
چــِـه خــواهــی کــــرد؟
اصـــلا”
یــــادت هَست
کــِــه نیستــَـم…؟
Kuzey
تو دست در دست دیگری …. من در حال نوازشِ دلی که سخت گرفته است از تو …. مدام بر او تکرار می کنم که نترس عزیز دل… آن دستها به هیچ کس وفا ندارند….
Kuzey
جدایی نادر از سیمین “اسکار” میگیرد و جدایی تو از من “جانم” را …
Kuzey
هـمـه گفـتـند : "او" کـه رفــت ، زنـدگی کــن ! ولـــی... کـسـی درک نـکـرد کــه "او" ... خـود زنــدگــی ام بــود....
Kuzey
ایـــــن آخـریـــــن بـــــارم بـــــود ... دیگـــــر احســـــــــــاســـم را ؛ بـــــرای کســـــی عریـــــان نمیکنـــــم ... صـــــــــــداقت یعنـــــی حماقــــــــــــت ..............!
Kuzey
مگر خودت نگفتی خداحافظ؟ پس چرا وقتی گفتم به سلامت نگاهت تلخ شد؟ برو به سلامت دیگر هم سراغم را نگیر خسته تر از آنم كه سر راهت بنشینم و دلیل رفتنت را جویا شوم...