@ﬡᖲᗩᖇᗩ به چه درد میخورم دستم که دستی را نمیگیرد... دلم را سنگ صبور کردم غافل از خودم ...حالا تا جمع و جور شوم چشمهایم را میبندم سرم را میسپارم به بالشی که پُر از اشکهای بی صداست...
@✿.•*´BITA ✿.•*´ پـــدر بـــوی دريـــا و گنـــدم و گريــــه ميدهد... اولیــــن عشق یه دخـتــر پدرشه... بیتا جون این مصیبت رو بهت تسلیت می گم و برات از خـــدا صبـــر و آرامش رو می خوام و برای عشقت مغفـــرت ...
#گاهـی که میرسـم به تَهِ تَه ِخط #گرفتاریهــام همونجــا که #حـــرفی نمی مونــه جز #شــکایت کردن چشمامـو میبندم و به بعضی آدمـهـای دیگر فکــر میکنم ... به آدمای گرفـــتار تر، مـــریض تر، تنـــهاتر ... #خدایا-شکــــرت ...
علتی این که این پنج شیشروزه پستی نمیدادم و آواتارمو تغییر دادم فقط فقط بخاطر آجی @✿.•*´BITA ✿.•*´ بود که #پدرشو از دست داد ازونجایی که پستایه من فـــآن هستن واسه همین چیزی نمیگفتم بیتا گردنم #حق داره همیشه پایه ثابت حرفآم بود یا مثلن اون موقع که عضو شده بودم هیچکس بهم محل نمیزاشت پستآم بیشتر از 2تا لایکم نمیخورد بیتا تو جمعی که بچه بودن خطاب میداد منم میرفتم اینطوری باهاشون آشنا شدم اولین باری که بهم خطاب داد تو جشن سالگرد تاسیس استقلال بود#هیچوقت#یادم#نمیره
آغاز فصل #مدرسه... #پاییز با تو / #دفتر#قلم، #خط-کش، #تراش و #میز با تو/ در دست مادر کاغذ گلدار و رنگی / قیچی و چسب و روز شورانگیز باتو/ تصمیم کبری، ریز علی، چوپان...چه خوب است / این حرف ها و نکته های ریز با تو / بی نانی و ترس از تراشیدن...نوشتن... / زیباست اما خانه ی بی چیز با تو/ من برگ برگ زندگی را در تو دیدم / ای کاش گردد عمر من لبریز با تو ...