reza
بانگی از دور مرا می خوانَد / لیک پاهایم در قیرِ شب است
reza
توسط پیامک
فال حافظ از یه پیرمرده گرفتم .. صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم/تا به کی در غم تو ناله شبگیر کنم
reza
مثل هر صبح ... آبدارچی اداره چهار لیوان پر می کند از چای ... یکی را دوباره برمی گرداند به قوری
reza
هفته قبل اخبار رادیو گفت که :وزیر توسعه آلمان پیشنهاد داده است که مواد غذایی آلوده به گوشت اسب به جای دور ریخته شدن، بین فقرای آلمان و دیگر کشورهای اروپایی توزیع شود.
به ساعت نگاه میکنم
12 سال و 10 ماه و 23 روز و 4 دقيقه قبلحدود سه نصفه شب است
چشم میبندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره میروم
سوسوی چند چراغ مهربان
و سایه های کش دار شبگردان خمیده و خاکستریه گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانیه چند خروس
از شوق به هوا میپرم چون کودکی ام
و خوشحال که
هنوز معمای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا میپرم
و خوب میدانم ....