reza
به یه بنده خدایی تو یاهو گفتم که ما پسرا از 24 ساعت باید 25 ساعتش رو بشینیم و خدا رو شکر کنیم که دختر نشدیم
reza
در اندرون من خسته دل ندانم کیست ... که من خموشم و او در فغان و در غوغاست
reza
مَن یه خاکسترم از این سیگار
reza
توسط پیامک
پهلوون اکبر داره تو آزادی زنجیر پاره میکنه
reza
سکانس آخر فیلم انتهای خیابان هشتم اونجا که صابر ابر روی ماشین داره ضجه میزنه .. یه جور عجیب غریبی فوق العاده ست ینی فکر کنم رابرت دنیرو هم نتونه اون سکانس رو اونجوری بازی کنه .. واقعن مو به تنم سیخ شد
reza
آن چشمه خوب .. دنیای من بود
reza
دستم نمی رسد که در اغوش گیرَمَت ... ای ماه با که دست در آغوش می کُنی
reza
میکروبلاگ اجتماعی دنبالر جایی است که اگه تو اون بنویسی ریـدم تو این زندگی هیچ اتفاقی برای جمله ت نمی افته ولی اگه بنویسی چه دُ خ مَ ل خوبی !! این جمله مشمول ف ی ل ت ر ی ن گ میشود
reza
دوش ز هجر تو جفا دیدهام .. ای که تو سلطان وفا بودهای
به ساعت نگاه میکنم
12 سال و 10 ماه و 23 روز و 5 ساعت و 12 دقيقه قبلحدود سه نصفه شب است
چشم میبندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره میروم
سوسوی چند چراغ مهربان
و سایه های کش دار شبگردان خمیده و خاکستریه گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانیه چند خروس
از شوق به هوا میپرم چون کودکی ام
و خوشحال که
هنوز معمای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا میپرم
و خوب میدانم ....