reza
تا رفتنش ببینم و گفتنش بشنوم ... از پای تا به سر همه سمع و بصر شدم
reza
ما درس سحر در ره میخانه نهادیم ... محصول دعا در ره جانانه نهادیم
reza
اَگر مُراد تو این است بی مُرادیِ من ... تفاوتی نکند چون مُراد یارِ من است
reza
خدا خود پیتبول و جد و آبادش رو لعنت کنه
reza
پائیز آمدهست که خود را ببارمت / پائیز لفظ دیگرِ من دوست دارمَت
reza
هر که شُدت حلقه در زود برد حقه زر ... خاصه که در باز کنی محرم دروازه شود
reza
وقتی حرفای روحانی تو نیویورک رو میشنیدم پیش خودم گفتم صد در صد محمود عذاب الهی بوده
reza
دَر کوی تو معروفم و اَز روی تو محروم / گرگِ دهن آلوده و یوسُف ندریده
reza
تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی / گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش
reza
توي مغزت مدام ميشنوي ، منطقي فكر كن ضعيف نباش ... مرد بايد به درد تكيه كند ، بيخودي خوب نيست جا بزند
reza
آن جا که یک باخویش نیست یک مست آن جا بیش نیست / آن جا طریق و کیش نیست مستان سلامت میکنند
reza
مثل یونانیای قدیم کلی خدا می داشتیم که هر وقت یکیشون بی حوصله بود یا اعصاب نداشت یا خوابیده بود بقیه وظیفه پروردگاری رو بعهده میگرفتن
به ساعت نگاه میکنم
12 سال و 10 ماه و 23 روز و 5 ساعت و 11 دقيقه قبلحدود سه نصفه شب است
چشم میبندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره میروم
سوسوی چند چراغ مهربان
و سایه های کش دار شبگردان خمیده و خاکستریه گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانیه چند خروس
از شوق به هوا میپرم چون کودکی ام
و خوشحال که
هنوز معمای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا میپرم
و خوب میدانم ....