reza
صلاحِ کار کجا و منِ خراب کجا ..
reza
یه اتاق بسته داشته باشم ته اقیانوس دور تا دورمم پر از عروس دریایی
reza
دو چِشمونِت پیاله پر ز می بی ... دو زلفونِت خراجِ مُلکِ ری بی
reza
با وجود همه اشتباهاش یه مرد واقعی بود
reza
لقمان را گفتند: «ادب از که آموختی؟» گفت: ...
reza
در حق انسان هائی که دوستشان دارم،آرزوی رنجوری،پریشانی،بیماری،بدرفتاری و آزردگی میکنم.آرزو میکنم که آنها با خود خوار شماری ژرف ،عذاب بی اعتمادی به خود و بدبختی شکست خوردگان ناآشنا نمانند.
reza
مُرغِ سکوت جوجه مرگی فجیع را ...
reza
ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق ... برو ای خواجه عاقل هنری بهتر از این
reza
اگر معایِنِه بینم که قصد جان دارد ... به جان مضایِقه با دوستان نه کار من است
reza
شرط می بندم هیچکدومتون نمیرید صفحه ویکی پدیای آرشیدوک فرانتس فردیناند رو بخونید .. همچین ورقی ام من
reza
هیچوقت نتونستم اونایی رو که از یه شهر دور پامیشن میان تهران که بازی استقلال و پرسپولیس رو ببینن رو درک کنم
reza
خلاف جهت آب شنا کردنه که لذت داره
reza
غَمَت بر نهان خانه دِل نشیند ... به نازی که لیلی به محمِل نشیند
به ساعت نگاه میکنم
12 سال و 10 ماه و 21 روز و 20 ساعت و 25 دقيقه قبلحدود سه نصفه شب است
چشم میبندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره میروم
سوسوی چند چراغ مهربان
و سایه های کش دار شبگردان خمیده و خاکستریه گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانیه چند خروس
از شوق به هوا میپرم چون کودکی ام
و خوشحال که
هنوز معمای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا میپرم
و خوب میدانم ....