شجریان
دَمَت گَرم و سَرت خوش باد
reza
شمع بزم محفل شاهان شدن شوقی ندارد ... ای خوش آن شمعی که روشن می کند ویرانه ای را
reza
خُدایا مرا آن دِه که آن بِه
reza
حیف ، گذشت امشب و گناه نكردیم
مصاحبه
- ببخشید شما چرا دستاتون خونیه؟؟ -پیش پای شما گلوی چند تا جوون بیگناه رو بریدم
reza
از کتاب چاه بابل / رضا قاسمی
reza
زین همرهان سست عناصر دلم گرفت / شیر خدا و رستم دستانم آرزوست
reza
پدر داغ دیده هلندی با حیرت جسد دخترش را که به دست نازی ها کشته شده را نگاه می کند
reza
اخرین بوسه یک عروس و داماد قبل از شروع یه عملیات که منجر به دوری دو ساله اونها از هم شده
reza
مرغي سياه آمده از راه هاي دور / مي خواند از بلندیِ بامِ شبِ شكست /سر مست فتح آمده از راه / اين مرغِ غم پرست
reza
سادگیِ زندگیِ و پیچیدگیِ مرگ یک بازی می کنند / به نامِ اَبدیت / در برابر پیچیدگیِ زندگی و سادگیِ مرگ
به ساعت نگاه میکنم
12 سال و 10 ماه و 22 روز و 8 ساعت و 11 دقيقه قبلحدود سه نصفه شب است
چشم میبندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره میروم
سوسوی چند چراغ مهربان
و سایه های کش دار شبگردان خمیده و خاکستریه گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانیه چند خروس
از شوق به هوا میپرم چون کودکی ام
و خوشحال که
هنوز معمای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا میپرم
و خوب میدانم ....