reza
تو دوره مجلس ششم که هم رییس جمهور هم مجلس هر جفتشون دست اصلاح طلبا بود یه قانونی به نام اصلاح قانون مطبوعات تو دستور کار مجلس بود که دقیقن اون روزی که قرار بود بررسی بشه صبحش رییس مجلس وقت یه نامه خوند و گفت حکم حکومتی اومده که این طرح رو بذاریم کنار ... ینی دولت و مجلسی که مردم انتخاب کرده بودن با نظر یه نفر حرفشون وتو شد
reza
یه پُلِ شکسته بین دو هیچ ... خطرش هست که باز خم تر شه
reza
بی بی سی فیلمهای 28 مربوط به کودتا رو نشون میداد بعد اومدن شاه شعبون بی مخ دنبال ماشین شاه می دویید .. ای می سوختم
reza
تا دهن بستهام از نوش لبان ميبرم آزار ... من اگر روزه بگيرم رطب آيد سر بازار
reza
تو نباشی من و این پنجره ها هم زردیم ... شاید آخر سرِ پاییز توافق کردیم
reza
تو نباشی من از اعماق غرورم دورم ... زیر بی رحم ترین زاویه ی ساطورم
reza
تویی دریا منم ماهی چنان دارم که میخواهی .. بکن رحمت بکن شاهی که از تو ماندهام تنها
reza
میزنی تو زخمه و بر میرود .. تا به گردون زیر و زارم روز و شب
reza
مثل اخبار تازه مي ماني كه به چشم كسي نيامده اي ... نكند ناگهان يكي برسد برساند تو را به گوش جهان
reza
خیلی خنده داره عضویت تو [!]بوک جرم به حساب میاد و [!]ه بعد وزیر امور خارجه و سخنگوش رفتن عضوش شدن
reza
من وبا را نمیشناسم، اما فکر میکنم نباید آنقدرها هم که لولا خانم میگفت بد باشد. مرضی بود که تقصیری نداشت. گاهی اوقات حتی دلم میخواست از وبا دفاع کنم، چون به هر حال عیبش به خودش مربوط نمیشد و هرگز نخواسته وبا باشد و همینجوری به دنیا آمده بود
به ساعت نگاه میکنم
12 سال و 10 ماه و 21 روز و 16 ساعت و 14 دقيقه قبلحدود سه نصفه شب است
چشم میبندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره میروم
سوسوی چند چراغ مهربان
و سایه های کش دار شبگردان خمیده و خاکستریه گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانیه چند خروس
از شوق به هوا میپرم چون کودکی ام
و خوشحال که
هنوز معمای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا میپرم
و خوب میدانم ....