reza
صورت نَبست در دل ما کینه کسی
reza
در حق انسانهایی که دوستشان دارم، آرزوی رنجوری، پریشانی، بیماری، بدرفتاری و آزردگی میکنم. آرزو میکنم آنها با خودخوارشماری ژرف، عذاب بی اعتمادی به خود، و بدبختی شکست خوردگان ناآشنا نمانند.
reza
اگر مُرادِ تو این است بی مُرادیِ من ... تفاوتی نکند چون مُراد یار من است
reza
یادمه تو پادگان یه کتاب میخوندم از ایت الله خمینی درباره اخلاق اسمشُ یادم نیست توش گفته بود که : اگر به یک مردی یه شهر پُر از زن بدن و بهش بگن همه زنا واسه توئه بعد یه مدت پیش خودش میگه بذار برم این شهر بغلی ببینم زنای اونجا چجوری ان
reza
نکوهش مکن چرخ نیلوفری را ... برون کن ز سر باد خیره سری را
reza
یه روزایی یه آهنگایی خیلی حال میده و هی ریپیتش میکنی
به ساعت نگاه میکنم
12 سال و 10 ماه و 22 روز و 5 ساعت و 5 دقيقه قبلحدود سه نصفه شب است
چشم میبندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره میروم
سوسوی چند چراغ مهربان
و سایه های کش دار شبگردان خمیده و خاکستریه گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانیه چند خروس
از شوق به هوا میپرم چون کودکی ام
و خوشحال که
هنوز معمای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا میپرم
و خوب میدانم ....