reza
به یه سری حرفا که تو شرایط خاص زده میشن نمیشه تکیه کرد
reza
فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند ... نفرین و آفرین و دعا در گلو شکست
reza
بَس در طَلبت کوشِشِ بی فایده کردیم ... چون طِفل دَوان در پی گُنجشک پَریده
reza
گناهی که پشیمانی و توبه آورد بهتر از عبادتی است که غرور و تکبر می اورد
reza
توسط پیامک
چینی جماعت میاد تو مغازه میگه Wonderfoul .یه همچین آپشنایی نصبه رو ما
reza
ناصر داره مىگه كه:امشب ز پشت ابرها بيرون نىامد ماه ... بشكن غرق را ماه من بىرون بىا امشب
reza
Never mind, I'll find someone like you
reza
این شعر نیست ... تنها یک نسخه از هزار و صد نسخه ای ست .... که برای دردهای من پیچیده اند
به ساعت نگاه میکنم
12 سال و 10 ماه و 22 روز و 43 دقيقه قبلحدود سه نصفه شب است
چشم میبندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره میروم
سوسوی چند چراغ مهربان
و سایه های کش دار شبگردان خمیده و خاکستریه گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانیه چند خروس
از شوق به هوا میپرم چون کودکی ام
و خوشحال که
هنوز معمای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا میپرم
و خوب میدانم ....