reza
چه فرقی می کند فریاد یا پژواک ،جانِ من
reza
در عشق خوشا مرگ که این بودن ناب است ... وقتی همه بودن ما جز هوسی نیست
reza
اگر زندگی و هستی شادی آفرین بود در آن صورت همه با بی میلی به حالت ناهشیار خواب نزدیک می شدند و با شادی دوباره از خواب بر می خاستند. ولی درست عکس این امر مصداق دارد زیرا همه با اشتیاق زیاد به خواب می روند و با بی میلی دوباره از خواب برمی خیزند
reza
مزرع سبز فلک دیدم و داس مَهِ نو .. یادم از کِشته خویش امد هنگام دِرو
reza
یاد باد آنکه سرِ کوی توام منزل بود ... دیده را روشنی از خاک دَرت حاصل بود
reza
سهل باشد همه بگذاشتن و بگذشتن ... کاین بود عاقبت کار جهان گذران
به ساعت نگاه میکنم
12 سال و 10 ماه و 23 روز و 1 ساعت و 44 دقيقه قبلحدود سه نصفه شب است
چشم میبندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره میروم
سوسوی چند چراغ مهربان
و سایه های کش دار شبگردان خمیده و خاکستریه گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانیه چند خروس
از شوق به هوا میپرم چون کودکی ام
و خوشحال که
هنوز معمای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا میپرم
و خوب میدانم ....