reza
به یاد کیوسک".:. خروج 4:00.شب خوش
reza
میگفتن بازم احتیاج دارن...اگه میتونید برید دوستان
reza
سیزده بدر خود را چگونه گذراندید؟؟
reza
دلش گرفته بود زنگ زد بهم .. گفت که خوش بحالت دلت هیچوقت تنگ نمیشه
reza
بچه که بودم بهم گفته بودن ادما صد سال عمر میکنن منم پیش خودم میگفتم آخ جون میتونم 100 سال کارتون ببینم
به ساعت نگاه میکنم
12 سال و 10 ماه و 22 روز و 20 ساعت و 31 دقيقه قبلحدود سه نصفه شب است
چشم میبندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره میروم
سوسوی چند چراغ مهربان
و سایه های کش دار شبگردان خمیده و خاکستریه گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانیه چند خروس
از شوق به هوا میپرم چون کودکی ام
و خوشحال که
هنوز معمای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا میپرم
و خوب میدانم ....