reza
بحث کردن هیچوقت یه آدم رو عوض نمیکنه .. فقط چرخ گردون میتونه اینکارُ کنه
reza
یاد باد آنکه خراباتنشین بودم و مست ... و آنچه در مسجدم امروز کم است آن جا بود
reza
یه قسمت پت و مت بود که توش داشتن خونشون رو رنگ میکردن بعد یکیشون شروع کرد به رنگ زدن کف اتاق و از جلو در شروع کرد و همینجور زد و زد و زد تا یه گوشه اتاق گیر کرد
reza
مثلن از در خونه که بیام تو دخترام بپرن جلومُ بگن بابایی روزت مبارک
reza
عکس روی جلدِ این شماره مجله همشهری .. خیلی قشنگه
reza
من بنده ان دَمَم که ساقی گوید ... یک جام دگر بگیر و من نتوانم
reza
دی پیر می فروش که ذکرش به خیر باد ... گفتا شراب نوش و غم دل ببر ز یاد
reza
ضمن احترام به سهراب عزیز باید عرض کنم جای مردان سیاست کوفت و زهرِ مار و پِهن هم اگه می نشاندید نتیجه بهتری میداد
به ساعت نگاه میکنم
12 سال و 10 ماه و 22 روز و 12 ساعت و 28 دقيقه قبلحدود سه نصفه شب است
چشم میبندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره میروم
سوسوی چند چراغ مهربان
و سایه های کش دار شبگردان خمیده و خاکستریه گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانیه چند خروس
از شوق به هوا میپرم چون کودکی ام
و خوشحال که
هنوز معمای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا میپرم
و خوب میدانم ....