reza
یار بیگانه مَشو تا نَبری از خویشم ... غَم اغیار مخور تا نکنی ناشادم
reza
چقدر فاحشگی تو تهران زیاد و علنی شده
reza
من فیلم در پناه تو رو یه بار همون دفعه اولی که پخش شد دیدم ولی تو یه سکانسش ایرج راد یه چیزی گفت که هیچوقت یادم نمیره .. گفت که هر چقدرم خوب و با احتیاط رانندگی کنی که به کسی نزنی آخرش یکی دیگه میاد میزنه بهت
reza
بزرگترین حقیقت دنیا تنهایی ست
reza
جمعه وقت رفتنه ... موسم دل کَندَنه
به ساعت نگاه میکنم
12 سال و 10 ماه و 22 روز و 8 ساعت و 33 دقيقه قبلحدود سه نصفه شب است
چشم میبندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره میروم
سوسوی چند چراغ مهربان
و سایه های کش دار شبگردان خمیده و خاکستریه گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانیه چند خروس
از شوق به هوا میپرم چون کودکی ام
و خوشحال که
هنوز معمای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا میپرم
و خوب میدانم ....