به ساعت نگاه میکنم
حدود سه نصفه شب است
چشم میبندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره میروم
سوسوی چند چراغ مهربان
و سایه های کش دار شبگردان خمیده و خاکستریه گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانیه چند خروس
از شوق به هوا میپرم چون کودکی ام
و خوشحال که
هنوز معمای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا میپرم
و خوب میدانم ....
جمیع بخوسید ممدسن پیشنهاد سخاوتمندانت رد میشه
حسین شخص اول مملکت خودش یه دیش داره به چه گندگی تازه تمام شبکه هایی که ما باید با بدبختی باز کنیم رو هم راحت میبینه
مهیار دقیقتن منظورم اونی بود که گفتی
حجی نظرم به تو هم نزدیکه برادر
الا من وقتی بچه بودم ادم بدا منُ دزدیدن و انداختن وسط اقیانوس ولی به لطف خدا شنا کردم و تو ساحل یه خوناده منُ به فرزندی پذیرفتن ولی از همون موقع دلم برای شما تنگ شده بود
به ساعت نگاه میکنم
12 سال و 10 ماه و 18 روز و 17 ساعت و 3 دقيقه قبلحدود سه نصفه شب است
چشم میبندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره میروم
سوسوی چند چراغ مهربان
و سایه های کش دار شبگردان خمیده و خاکستریه گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانیه چند خروس
از شوق به هوا میپرم چون کودکی ام
و خوشحال که
هنوز معمای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا میپرم
و خوب میدانم ....