reza
تو دوره مجلس ششم که هم رییس جمهور هم مجلس هر جفتشون دست اصلاح طلبا بود یه قانونی به نام اصلاح قانون مطبوعات تو دستور کار مجلس بود که دقیقن اون روزی که قرار بود بررسی بشه صبحش رییس مجلس وقت یه نامه خوند و گفت حکم حکومتی اومده که این طرح رو بذاریم کنار ... ینی دولت و مجلسی که مردم انتخاب کرده بودن با نظر یه نفر حرفشون وتو شد
reza
تاب بنفشه میدهد طره مشک سای تو ... پرده غنچه میدرد خنده دلگشای تو
reza
یاد باد آنکه صَبوحی زده در مجلس اُنس ... جز من و یار نبودیم و خدا با ما بود
reza
دلا غافل ز سبحاني چه حاصل؟ ... مطيع نفس و شيطاني چه حاصل؟
reza
گاهی یه آهنگ خوب همون کاری رو باهات میکنه که یه تکیلای 55 درصد
reza
ای بت عشوه گر و شوخ جفا پیشه من ... نیست جز آرزوی وصل تو اندیشه من ... از تمام همتت سوخت رگ و ریشه من ....بعد از این ترک تو گفتن بود اندیشه من
reza
بنده همی گویم و گفته ام بارها که هزاران بار خدا رو شکر میکنم که تو این مملکت دختر به دنیا نیومدم
reza
یاد بگذشته به دل ماند و دریغ ... نیست یاری که مرا یاد کند
به ساعت نگاه میکنم
12 سال و 10 ماه و 18 روز و 17 ساعت و 3 دقيقه قبلحدود سه نصفه شب است
چشم میبندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره میروم
سوسوی چند چراغ مهربان
و سایه های کش دار شبگردان خمیده و خاکستریه گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانیه چند خروس
از شوق به هوا میپرم چون کودکی ام
و خوشحال که
هنوز معمای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا میپرم
و خوب میدانم ....