دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

reza

درباره ای وجود نداره............ درباره »
reza
مرد - مجرد
امتیاز: 9539

دنبال‌شدگان

(652 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(760 کاربر)

گروه‌ها

(109 گروه)

بازدید

reza
reza

سالهاست که مُرده ام

reza
reza

بعد از این حتی اگر کوه یخی پیدا کنم ... سر به روی شانه هایش می گذارم سال ها

reza
reza

مرغي سياه آمده از راههاي دور ... مي خواند از بلندي بام شب شكست‌ ... سرمست فتح آمده از راه ...

reza
reza

در آرزوی مسیح و در انتظار فرج ... اسیر در قفس بی بهانه چنگیز

reza
reza
در مشاعره

دود مي خيزد ز خلوتگاه من‌ ... كس خبر كي يابد از ويرانه ام ؟

reza
reza

تصوير جغد زيب تن اين خراب بود

reza
reza

بانگي از دور مرا مي خواند

reza
reza
در مشاعره

تمام عمر بستیم و شکستیم ... به جز بار پشیمانی نبستیم

reza
prisonlove25 (2).jpg reza

استخوانها می مانند ... و مفصل ها تا مدتی می مانند .. و ناخن هایی که بیهوده رشد می کنند..

reza
reza

سینه مالامالِ درد اما دلی بی کینه دارم

این ارسال را بازنشر کرده است.
reza
reza
در مشاعره

آدمی در عالم خاکی نمی آید به دست ... عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی

reza
reza

احمدی مقدم گفته اگه مقاومت ناجا نباشد بی حجابی رسمی خواهد شد

reza
reza

اینم بخونید جالبه

reza
reza

زن یکی از بچه های پاساژ رو امروز گشت گرفته بود رفت و آزادش کرد و آورد مانتوش یه کم بالاتر از زانوش بود میگفت خانوم ماموره گیر داده بود که کوتاهه

reza
reza

فیلم والس با بشیر رو حتمن ببینید

reza
reza

تو پادگان یه بار یه سرتیپ تعریف کرد که: بعد اشغال خرمشهر رفته بودیم شهرای اطراف واسه بررسی اوضاع و آمادگی واسه عملیات.یه روز که واسه ناهار رفته بودیم یه رستوران دیدم یه مرده با دو تا بچه ش غذا گرفتن مرده عین ابر بهار گریه میکنه و بچه ها هم غذا نمیتونن بخورن رفتم بهش گفتم چی شده چرا گریه میکنی؟گفت من خونم تو خرمشهر بود عراقیا که اومدن با خونوادم فرار میکردیم زنم عقب موند منم نمیتونستم بچه ها رو ول کنم یه لحظه عقب رو نگاه کردم دیدم یه سرباز عراقی دست زنم رو گرفت و بُرد