reza
بعد از این حتی اگر کوه یخی پیدا کنم ... سر به روی شانه هایش می گذارم سال ها
reza
مرغي سياه آمده از راههاي دور ... مي خواند از بلندي بام شب شكست ... سرمست فتح آمده از راه ...
reza
در آرزوی مسیح و در انتظار فرج ... اسیر در قفس بی بهانه چنگیز
reza
دود مي خيزد ز خلوتگاه من ... كس خبر كي يابد از ويرانه ام ؟
reza
تصوير جغد زيب تن اين خراب بود
reza
بانگي از دور مرا مي خواند
reza
تمام عمر بستیم و شکستیم ... به جز بار پشیمانی نبستیم
reza
استخوانها می مانند ... و مفصل ها تا مدتی می مانند .. و ناخن هایی که بیهوده رشد می کنند..
reza
آدمی در عالم خاکی نمی آید به دست ... عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی
reza
احمدی مقدم گفته اگه مقاومت ناجا نباشد بی حجابی رسمی خواهد شد
reza
زن یکی از بچه های پاساژ رو امروز گشت گرفته بود رفت و آزادش کرد و آورد مانتوش یه کم بالاتر از زانوش بود میگفت خانوم ماموره گیر داده بود که کوتاهه
reza
فیلم والس با بشیر رو حتمن ببینید
به ساعت نگاه میکنم
12 سال و 10 ماه و 18 روز و 18 ساعت و 59 دقيقه قبلحدود سه نصفه شب است
چشم میبندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره میروم
سوسوی چند چراغ مهربان
و سایه های کش دار شبگردان خمیده و خاکستریه گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانیه چند خروس
از شوق به هوا میپرم چون کودکی ام
و خوشحال که
هنوز معمای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا میپرم
و خوب میدانم ....