reza
رسیده ها چه غریبُ نچیده می اُفتند
reza
دارد صدایت میزنم بشنو صدایم را ... بیرون بکش از زندگی و مرگ پایم را
reza
پشت وانت نوشته بود : یا علی گفتیم و قسط آغاز شد
reza
اگه منصفانه نگاه کنیم قالیباف یه مدیر لایق و کاربلده نتیجه کارش تو تهران فوق العاده بوده .. ولی مشکلی که هست اینه که ریاست جمهوری تو این چارچوب حال حاضر پتانسیلای کسی مثل قالیباف رو هم به صفر میرسونه
reza
که گرگ هستی و باید فرار را بکنیم
reza
من بنده ان دَمَم که ساقی گوید ... یک جام دگر بگیر و من نتوانم
reza
عباس میرزا وقتی از جنگی که منجر شد به قرار داد ترکمنچای برگشت شاه جشن پیروزی تو جنگ رو گرفته بود
reza
عکس روی جلدِ این شماره مجله همشهری .. خیلی قشنگه
reza
گریه نکن دخترم ... هیچکدام از همکلاسی های تو مادری ندارند .. که حتی برای بیست هایشان شعری بگوید
به ساعت نگاه میکنم
12 سال و 10 ماه و 18 روز و 15 ساعت و 49 دقيقه قبلحدود سه نصفه شب است
چشم میبندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره میروم
سوسوی چند چراغ مهربان
و سایه های کش دار شبگردان خمیده و خاکستریه گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانیه چند خروس
از شوق به هوا میپرم چون کودکی ام
و خوشحال که
هنوز معمای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا میپرم
و خوب میدانم ....