reza
دنیا فریب خوردن سیب از نگاه بود ... تاوان ارتکاب به یک اشتباه بود
reza
وظیفه ی باد وزیدن است .. وظیفه ی ما .. فراموشی
reza
نِی نِی که هم او بود که می گفت: اناالحق در صوتِ الهی ... منصور نبود آن که بر آن دار بر آمد نادان به گمان شد
reza
دیدن یه آشنای دور تو یه جایی که به شدت احساس غریبی میکنی
reza
موزیک متن deer hunter همین الان
reza
باز آمَدنت نیست چو رفتی رفتی
reza
دوش ز هجر تو جفا دیدهام .. ای که تو سلطان وفا بودهای
reza
ما درس سحر در ره میخانه نهادیم ... محصول دعا در ره جانانه نهادیم
reza
یاد باد آن که چو آغاز سخن میکردی ... با تو صد زمزمه در زیر زبان بود مرا
reza
دستم نمی رسد که در اغوش گیرَمَت ... ای ماه با که دست در آغوش می کُنی
به ساعت نگاه میکنم
12 سال و 10 ماه و 22 روز و 14 ساعت و 34 دقيقه قبلحدود سه نصفه شب است
چشم میبندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره میروم
سوسوی چند چراغ مهربان
و سایه های کش دار شبگردان خمیده و خاکستریه گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانیه چند خروس
از شوق به هوا میپرم چون کودکی ام
و خوشحال که
هنوز معمای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا میپرم
و خوب میدانم ....