دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

reza

درباره ای وجود نداره............ درباره »
reza
مرد - مجرد
امتیاز: 9539

دنبال‌شدگان

(652 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(760 کاربر)

گروه‌ها

(109 گروه)

بازدید

reza
reza

سالهاست که مُرده ام

reza
reza
در مشاعره

تازه از عطر نفس های تو فهمیدم چرا ... کارشان رو به کسادی می رود عطار ها

reza
reza
در مشاعره

تا دهن بسته‌ام از نوش لبان ميبرم آزار ... من اگر روزه بگيرم رطب آيد سر بازار

reza
reza
در مشاعره

دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت ... دائما یک سان نباشد حال دوران غم مخور

reza
reza

زنهای باردار نوزادهای بی سر زائیدند ... و گاهواره ها از شرم ... به گورها پناه آوردند

reza
reza

جای رَسمِ دایره گاهی مربع می کِشند .. عَقل را پَر داده عِشقت از سَر پَرگارها

این ارسال را بازنشر کرده است.
reza
reza
در مشاعره

نقد بازار جهان بنگر و آزار جهان ... گر شما را نه بس این سود و زیان ما را بس

reza
reza
در مشاعره

تا بماند یادگاری چهره ات را می کشم ... مثل انسان نخستین بر تن دیوارها

reza
reza
در خاطرات

اول راهنمایی بودیم یه درس داشتیم به اسم حرفه و فن .. یه روز معلمه امتحان گرفت ازمون بعد امتحان به من گفت تو ببر برگه ها رو تصحیح کن زنگ آخرم بود منم که پیش بینی میکردم چه اتفاقی بیفته اجازه گرفتم یه رب زودتر رفتم ... یه رب بعد تعطیلی مدرسه بچه های کلاس صف کشیده بودن پشت پنجره و من برگه هاشون رو نگاه میکردم و طبق چیزی که نوشته بودن و نمره ای که میخاستن مشخص میکردم چی بخرن .. مثلن یکی بستنی یکی لواشک یکی پفک و ... کمترین نمره 16 شدشرم بر من

reza
reza
در مشاعره

دو چِشمونِت پیاله پر ز می بی ... دو زلفونِت خراجِ مُلکِ ری بی

reza
reza
در مشاعره

یاد باد آن کو به قصد خونِ ما ... زلف را بشکست و پیمان نیز هم

reza
reza
در مشاعره

اِعتمادی نیست بر کار جهان ... بلکه بر گردونِ گردان نیز هم

reza
reza
در مشاعره

درِ دِیر می زدم من که یِکی زِ در در آمد ... که درآ درآ عراقی که تو هم اَز آن مایی

reza
reza
در مشاعره

دزدیده چون جان می روی اندر میان جان من ... سروِ خرامان منی ای رونق بستان من

reza
reza
در ابی

حِیثیت این باغ مَنَم خار و خسی نیست

reza
reza
در پاییز

داستان از میوه های سر به گردن سای اینک خفته در تابوت پَستِ خاک خواهد گفت ...