دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سید احمد ثاراللهی

تحصیلات معمول زمان خود را در رشت به ‌پایان برد و از محضر پدر خود نیز بهره گرفت. ثاری بعد از اتمام ت... درباره »
سید احمد ثاراللهی
مرد - مجرد
امتیاز: 8506

دنبال‌شدگان

(2098 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(837 کاربر)

گروه‌ها

(244 گروه)

بازدید

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی
در مشاعره

ترسم که بی نشانی من چون نشان گرفت ... جوئی به هر دیار و نیابی نشانی ام

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی

خوشبختي سراغ كسي مي ايد كه وقت فكركردن به بدختي هارا ندارد

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی

باور كن" دلم را دشت پر خون است باور كن زچشمم اشك بيرون است باور كن تورا گر رسم ليلي نيست در ياري مرا آئين مجنون است باوركن تو از من غافل ومن ازتو دلتنگ زنم پي درپي اندروهرتو چنگ توبامن آشنااما غريبه تو با من دوست اما رنگ و وارنگ حديث عشق نوشتن نشانه اي دارد كه نامه تر شود از اشك ديده كاتب. چه كسي باور كرد جنگل جان مرا آتش عشق تو خاكستر كرد.

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی

پروردگارا آرامش ده تا بپذيرم آنچه را كه نمي توانم تغيير دهم دليري ده تا تغيير دهم آنچه را كه مي توانم تغيير دهم بينش ده تا تفاوت اين دو را بدانم و فهم ده تا متوقع نباشم دنيا و مردم آن مطابق ميل من رفتار كنند

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی

من از دلواپسي هاي غريب زندگي دلواپسي دارم و كس باور نمي دارد كه من تنهاترين تنهاي اين تنهاترين شهرم تنم بوي علفهاي غروب جمعه را دارد دلم مي خواهد از تنها ترين شهر خدا يك قصه بنويسم و با يك تابلوي ساده كه قسمت را در آن آبي كنم حرف دلم را سبز و اين نقاشي دنياي تنهايي بماند يادگار خستگي هايم و مي دانم كه هر چشمي نخواهد ديد شهر رنگي من را چرا كه شهر من يك شهر نقاشي است.

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی

چه نا برابر است ، جنگ ِ من و تو قبول ندارم به جنگ آمده ای و تیغ عشق آوردی حساب نکردی که من به جز تو هیچ ندارم ؟

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی

پس چنین پنداشتی که من هم همه چیز را پس از مدتی فراموش می کنم که به زانو می افتم در مقابل اسب سرکش تو ناله میکنم، نه نگاهی نه ناله ای نه دعایی نفرین بر تو! سزای تو این است سوگند به بهشت به تمامی آنچه مقدس است به شبهای پر التهاب شور و شرر، دیگر پیش تو باز نمی گردم.

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی

و آنقدر در گفتن یک حرف حاشیه رفتم وبه جای نوشتن تنها یک کلمه گوشه ی دفتر خاطراتت شعر های حاشیه ای نوشتم !!!! تا عاقبت در حاشیه چشم هایت افتادم حالا که حاشیه نشینی را تجربه می کنم بگذار فقط یک حرف حاشیه ای دیگر بزنم دوستت دارم.

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی

درويشی به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده ميشود پس از اندك زمانی، داد شيطان در می آيد رو به فرشتگان می كند و می گويد : جاسوس می فرستيد به جهنم؟ از روزی كه اين مرد به جهنم آمده مدام در گفتگو است و جهنميان را راهنمایی می كند و سخن درويشی كه به جهنم رفته بود اين چنين است؛ با چنان عشقی زندگی كن كه حتی بنا به تصادف، اگر به جهنم افتادی خود شيطان تو را به بهشت باز گرداند

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی

اکنون دیر زمانی است که من رفته ام...گویا هرگز نیامده بودم.....باز چون همیشه خورشید طلایی رنگ طلوع می کندو شبان گاهان ماه نقره فام رخ می کشد در آسمان خیا لت.....اما دیگر سلامی نیست.....

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی

بيش از هر چيز، از مرگ می هراسند و نمی فهمند که چيزی هولناک تر از مرگ وجود دارد ؛ زندگی تهی از عشق

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی

همیشه انقدر ساده نرو و مگذر لااقل نگاهی به پشت سرت کن...! شاید کسی در پی تو می دود و نامت را با صدای بی صدایی فریاد میزند...! و تو... هیچ وقت او را ندیده ای...

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی

نبودن، هرگز به تلخي; از دست دادن يک بودن نيست

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی

شهر من را ابرها می شویند شیشه ی پنجره ام را مه غم سنگین تو را چه کسی خواهد شست؟ ای پر از شکوه ی باد چه کسی خواهد داد غم آبی ترا به سراپرده یاد؟

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی

گفت یا موج وش روان شو یا در کنار من باش گفتم دلم گرفته مثل سکون ملولم!

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی

اشکم دمید گفتم نه پای رفتن نه تاب ماندگاری درد خزه ی کف جوی همین است