عشق تکه ای از وجود پسره اما تمام وجود دختره (یعنی پسر به کار،فوتبال،سرگرمی و چیزهای دیگه هم فکر میکنه اما دختر فقط به عشقش فکر میکند).پسر با اینکه به عشقش فکر میکنه به شهوتش هم نیز فکر میکنه اما دختر هیچوقت در عشق،به فکر شهوتش نیست . . .اگر دیدین دختری با پسری هم بستر شده است،فکر نکنید که دختر نیز به شهوتش فکر میکند،خیر،بلکه این کار را قبول کرده است تا عشقش را به پسره ثابت کند...
نمیدونم چطور بگم .. اما دنبالر برام مثله یه شهره! مثله یه محله که دوسش دارم هم خودشو هم آدماشو !! مثه دربند، مثه پارک، مثه لب دریا! دنبالر و آدماش برام یه جایه خاصه که هر وقت حوصلم سر میره یا دلم میگیره هواشو میکنم! اینکه خوب یا بده مهم نیست .. اینکه چرا اینجاییم مهم نیست .. مهم اینه که حس خوبیه! درست مثه حسه وختی که توی یه شب تاریک که مسیر رو نمیدونی یهو یه چراغ روشن و چندتا آدم میبینی! وختی شبا خوابم نمیبره و میام پست هارو میخونم یا پست میذارم همون حس رو دارم اینجا با همه مجازی بودنش، زندگی جریان داره به سلامتی همتون بچه ها
کسی پیدا نمیشه مثل تو مهربون باشه
حرفای خوب بزنه یک دل و یک زبون باشه
بگه از محبتو جونشو تقدیم بکنه
توی ظلمت دلم خورشید آسمون باشه
مادر ای مادر مهربون من ای که میگی جون به جون من
حاضرم تا زنده ام جونمو قربونت کنم
اون جون ناقابلو فدای اون جونت کنم
دستاتو ببوسمو پاهاتو رو سر بذارم
دلمو تا دنیا دنیا باشه مجنونت کنم
مادر ای مادر مهربون من ای که میگی جون به جون من
گلای باغ بهشتو زیر پاهات می بینم
همیشه صبح سفیدو توی چشمات می بینم
توبه طفل عاطفه درس وفاداری دادی
سادگی عشق و صفا رو توی دستات می بینم
مادر ای مادر مهربون من ای که میگی جون به جون من
این روزا طاقت صدای ناقاره های حرمت را ندارم ناخود آگاه دلم میگیرد آقا جان / کبوترات رو میبینم با چه ذوقی اوج میگیرن در آسمانت دلم میگیرد آقا جان / دل من هم نا خود آگاه پر میکشد به سمت آسمان سرزمینت آقا جـــان . . .