* دل درد آشنا را در تو ديدم *
* تو مي داني خدارو در تو ديدم *
* نمي دانم كه بي تو كيستم من *
* اگر روزي نباشي نيستم من *
* تو در چشم مني هرجا كه هستم *
* تو را هرجا كه هستي مي پرستم *
اگر مدیر بودم یکی از شرایط ثبت نام را عشق می گذاشتم اگر دبیر ریاضی بودم عشق را با عشق جمع می کردم اگر معمار بودم قصری از عشق می ساختم اگر سارق بودم فقط عشق می دزدیدم اگر بیمار بودم تنها شربتی که می نوشیدم فقط شربت عشق بود اگر درجه دار بودم فقط به عشق سلام می دادم اگر پلیس بودم هرگز عشق را جریمه نمی کردم اگر خلبان بودم در اسمان عشق پرواز می کردم اگر دبیر ورزش بودم به بچه ها می گفتم با عشق نرمش کنید اگر خواننده بودم فقط از عشق می خواندم اگر ناخدا بودم همیشه در ساحل عشق لنگر می انداختم اگر نجار بودم عشق را قاب می گرفت
یادش بخیر در خانه مادربزرگ حوضی بود ،تابستان ها در حوض هندوانه ای خنک برای مهمانان و در حیاط هیاهوی کودکیمان ، اما الان ؛ حوض هست ، هندوانه هم هست ولـــی حــیف از مادربزرگ فقط اسمش و خانه اش و از هیاهوی کودکیمان تنها خاطره ماند (امیرعلی)
من هنوز همونم همون عوض اونایی شدن که نموندن پهلوم
من هنوز حمومم حموم/کثیف اونایی شدن که نیومدن حموم


14 سال و 2 ماه و 1 روز و 8 ساعت و 43 دقيقه قبل
))))) دهنت 
14 سال و 2 ماه و 1 روز و 8 ساعت و 40 دقيقه قبلواااااااااااای حموم کی میاد بریم ؟
14 سال و 2 ماه و 1 روز و 8 ساعت و 36 دقيقه قبلمن حال ندارم ولی شب پایم


14 سال و 2 ماه و 1 روز و 8 ساعت و 35 دقيقه قبل
)
14 سال و 2 ماه و 11 ساعت و 38 دقيقه قبل