سروش(نگهبان خاندان)
آرام بخواب...! گوسفندان را چوپانشان دارد می درد، به نام تو...! آرام بخواب....! ((گرگ برای خودش شرافتی دارد)) حالا که انسان درنده شده است....!
سروش(نگهبان خاندان)
دیدی که ســخت نـــیست ، تنها بدون مـــن ؟ و صبح میـشود ، شب ها بدون مــن ! این نــبض زندگی بــی وقفه میزند ... فرقی نمی کند ، با مــن یا بدون مــن !!! دیــروز گرچه ســخت ... ! امروز هم گذشت ... طـوری نمی شود فــردا بدون مـــــــن !!!
سروش(نگهبان خاندان)
اهـل پـنـهـان کـاری نـیـسـتـــم ..!
اعـتـرافــ مـی کـنـــم : ..
زمـــــــانــــــی دل یـــکــی راســوزانـــده ام !!
حــالا ..
یـــــکـــــی..
یـــــکــــــی ..
یـــــــ کــــــــ ی !!
دلــــم رامــی ســوزانـــنـــــد…
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
يك روز چنگيز ودربا ريانش براي شكار به جنگل رفتند-هوا خيلي گرم بود وتشنگي داشت چنگيز ويارانش را ازپا درمي آورد-بعد ازساعتها جستجو جويبار كوچكي ديدند -چنگيز شاهين شكاريش را به زمين گذاشت وجام طلايي را در جويبار زد و خواست آب بنوشد اما شاهين به جام زد و آب بر روي زمين ريخت-براي بار دوم هم همين اتفاق افتاد -چنگيز خيلي عصباني شد و فكر كرد -اگر جلوي شاهين رانگيرم ، درباريان خواهندگفت:چنگيز جهانگشا نميتواند از پس يك شاهين برآيد -پس اينبار باشمشير به شاهين ضربه اي زد-پس از مرگ شاهين -چنگيز مسير آبرا دنبال كرد وديد كه ماري بسيار سمي در آب مرده و آب مسموم است- اواز كشتن شاهين بسيار متاثرگشت- مجسمه اي طلايي از شاهين ساخت-بر يكي از بالهايش نوشتند:يك دوست هميشه دوست شماست -حتي اگر كارهايش شما را برنجاند-روي بال ديگرش نوشتند: هرعملي كه از روي خشم باشد محكوم به شكست است...
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
در چشــم انــدازت پــرنــده ای ســت، در گلــویــش آوازی و در آوازش آرزوهــایــی ســت، بــرای تــو! در دستــت سنگــی ســت، در سنــگ دشنــامــی و در دشنــام دشنــه ای و در مــن پــرنــده ای کــه جــان مــی کنــد .
سروش(نگهبان خاندان)
سکوت هیچگاه برای دغدغه هایمان مادری نمی کند.... فریاد عدالت را تنها بر این دیوار مجازی سر می دهیم... آفت زده ایم دوستان...آفت...
سروش(نگهبان خاندان)
این روزها در خودم به دنبال یک کلیک راست میگردم تا از خودم یک copy بگیرم و کنار خودم paste کنم… شاید از این تنهایی خلاص شدم…
سروش(نگهبان خاندان)
منتظر باش اما معطل نشو ، تحمل کن اما توقف نکن ، قاطع باش امالجباز نباش ،صریح باش اما گستاخ نباش ، بگو آره اما نگو حتماً ، بگونه ولی نگو ابداً ( این یعنی همه چی باش و هیچی نباش )
سروش(نگهبان خاندان)
عشق اون نیست که در اوج رابطه ، پاک بمونی عشق اونه که در اوج اختلاف ، . . . . خیانت نکنی خیانت فقط دست کسی رو گرفتن نیستا
سروش(نگهبان خاندان)
همه آدم ها بازی رو دوست دارند. این دیگه به ما بستگی داره كه "هم بازیشون" باشیم یا "اسباب بازی شون" !
سروش(نگهبان خاندان)
کلماتی که از دهانتان بیرون می آیند ، ویترین فروشگاه شعور شماست !
سروش(نگهبان خاندان)
از مترسكي پرسيدم آيا از تنها ماندن در اين مزرعه بيزار نشده اي؟ پاسخ داد در ترساندن ديگران براي من لذتي به يادماندني است پس من از كار خود راضي هستم و هرگز از آن بيزار نميشوم! اندكي انديشيدم و سپس گفتم :راست گفتي!من نيز چنين لذتي را تجربه كرده بودم ! گفت تو اشتباه ميكني ,زيرا كسي نميتواند چنين لذتي ببرد....مگر آنكه درونش مانند من از كاه پرشده باشد.
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
ببار باران !!! تندتر .... !!! دلم سیلاب می خواهد .... سیلابی که مرا بردارد و با خود ببرد تا بی نهایت ... به قول بزرگ تر ها ! باران هم باران های قدیمـــــــ !!! اصلا به قول خودم : صدها هزار رحمت به قدیم .... !!!! دلم هوای قدیمی شدن کرده ... دلم غربت می خواهد ... و کمی غرور !!! " زندگی نقطه سر خط ... بی وفاییت شده عادت ... تو نوشته بودی ٬ دیدار ... سه تا نقطه ... به قیامت ! عزیزم ... نقطه ته خط ... برو با خیال راحت
سروش(نگهبان خاندان)
از خود خجالت می كشم كه به عقیده ای ایمان دارم كه برای اثباتش باید به زور متوسل شد .
سروش(نگهبان خاندان)
تو جاده ای که انتهاش معاوم نیست پیاده یا سواره بودن فرقی نداره ، اما اگه همراهی داشته باشی که تنهات نذاره بی انتها بودن جاده برات آرزو میشه.