دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔ عـلـ[بابا]ــی

درین ســـرای بی کسی، کسی به در نمی زنـــــــد به دشت پر ملال مـــــــــــــا پرنده پَـــر نمیزنـ... درباره »
✔ عـلـ[بابا]ــی
مرد - متاهل
امتیاز: 22843

دنبال‌شدگان

(2075 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1570 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دعایت می کنم، عاشق شوی روزی ... بفهمی زندگی بی‌ "عشق" نازیباست ... تو را در لحظه های روشن با او ... دعایت می کنم "ای مهربان همراه" ... تو هم ای خوب من ... گاهی دعایم کن ... !/ [کیوان شاهبداغی] [فایل]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

وقتی در کتاب «سطرها در تاریکی جا عوض می‌کنند» [گروس عبدالملکیان] خواندم که : ... / دزدی در تاریکی به تابلوی نقاشی خیره مانده است / ... ناخودآگاه خود را آن "دزد" تصور کردم ... که مدتها در تاریکی به "تو" خیره مانده بودم ... !/ [خرداد92]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

@amirhosein نگاه وحشی لیلی چه افسون‌ کرد صحرا را / که‌ نقش پای آهو، چشم‌ مجنون‌ کرد صحرا را / دل از داغ محبت‌گر به این دیوانگی بالد / همان‌ یک‌ لاله‌ خواهد طشت‌ پر خون‌ کرد‌ صحرا را ... !/ [بیدل]

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

@❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁ چشم اگر با دوست داری، گوش با دشمن مکن ... عاشقی و نیکنامی؟ سعدیا سنگ و سبو ست ... !/

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

عشق از کنارمان میگذرد ... سر براه و آرام ... ولی ما وحشت زده از او میگریزیم ... یا اینکه در تاریکی پنهان می شویم و یا به تعقیبش پرداخته تا خلافی را به نامش مرتکب شویم ... حتی عاقلترین‌مان نیز در زیر سنگینیِ بار عشق خم میشود ... در حالیکه او به نرمی و لطافت نسیم بازیگوش است ... !/ [جبران خلیل جبران]

✔ عـلـ[بابا]ــی
نسخهٔ چاپِ سنگی شاهنامه فردوسی.png ✔ عـلـ[بابا]ــی

تصویری کمیاب از اولّین نسخهٔ چاپِ سنگی بسیار با ارزشِ و چاپ شدهٔ شاهنامه فردوسی ... !/

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنم / اکنون که پیدا کرده ام، بنشین تماشایت کنم / الماس اشک شوق را تاجی به گیسویت نهم / گل های باغ شعر را زیب سراپایت کنم ... !/

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

عاشق آن باشد که نشناسد ز هم ... جنگ و صلح و لطف و قهر و مهر و کین ... !/ [وحدت کرمانشاهی]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

منم که جور و جفا دیدم و وفا کردم ... توئی که مهر و وفا دیدی و جفا کردی ... !/ [شهریار]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

زيبا شدی به چشم ِ من از ماه ماه تر ... ای چشمت از ستاره‌ی بختم سياه تر ... !/ [نبی احمدی]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

مـتـحـیـر شـده‌ام تـا غـم عـشـقت ناگاه ... از کـجـا یـافـت در ایـن گوشهٔ ویرانه مرا؟ ...!/ [عبیدزاکانی]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

کسی از حالِ کسی آگه نیست! ، حالی نیست ... گاهی در آینه به خود می‌گویم: ... حیف از بُز! آدمی، مالی، نیست ... !/ [حسین پناهی]

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

ازسُرخی لبان تو ای خونِ آتشین / نارآفریده‌اند، انار آفریده‌اند / زندانی است موی تو دربندِ روی تو / ماهی اسیر، درشبِ تارآفریده‌اند... !/ [سعید بیابانکی]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

تنم فرسود و عقلم رفت و عشقم همچنان باقی ... اگر جانم دریغ آید، نه مشتاقم که کذّابم ... !/ [پیامبر عشق و استاد سخن، سعدی شیرازی]

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

صفت بادۀ "عشــــق" ز من مست مپرس ... ذوق این مِی نشناسی بخدا تا نچشی ... !/ [منصور حلاج]

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

✔ سلامی چو بوی خوش آشنایی ... !/