دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔ عـلـ[بابا]ــی

درین ســـرای بی کسی، کسی به در نمی زنـــــــد به دشت پر ملال مـــــــــــــا پرنده پَـــر نمیزنـ... درباره »
✔ عـلـ[بابا]ــی
مرد - متاهل
امتیاز: 22843

دنبال‌شدگان

(2075 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1570 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دعایت می کنم، عاشق شوی روزی ... بفهمی زندگی بی‌ "عشق" نازیباست ... تو را در لحظه های روشن با او ... دعایت می کنم "ای مهربان همراه" ... تو هم ای خوب من ... گاهی دعایم کن ... !/ [کیوان شاهبداغی] [فایل]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

اگر غم را چو آتش دود بودی / جهان تاریک بودی جاودانه / در این گیتی سراسر گر بگردی / خردمندی نیابی شادمانه ... !/ [بلخی]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

سلامی چو بوی خوش آشنایی ... !/

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

سلامی چو بوی خوش آشنایی ... !/

✔ عـلـ[بابا]ــی
آواره دردها.jpg ✔ عـلـ[بابا]ــی

از بادها خسته‌ام ... از دریا دلم گرفـــته است ... همچون قایقی که بر دستِ آب مانده، نمی‌دانم کجای جهان آرام خواهم گرفت ... !/ [یاور مهدی پور / تصوير "آواره‌ی دردها" اثرِ سورئال، Robert & Shana Parke Harrison]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

ای حافظ شیراز شده مات نگاهت / درگیر غزل گفتنی از چشم سیاهت / چون موج می آیی و دل ازشوق رسیدن / عمری است که چون صخره نشسته سر راهت / فرقی که ندارد به خدا هر شب و هرروز / روزم همه چون جنگل موهای سیاهت ... !/

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

نبودنت را هیچکس نمی فهمد ... جز عینکی که از تو به جا ماند ... و هر روز دنیا از پشت ش ... کوچکتر و کوچکتر می شود ... !/ [راحله ترکمن]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

●▬ஜ۩۩ஜ▬● { أَلاَبِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ }●▬ஜ۩۩ஜ▬●

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دمی درنگ، دلم زين شتاب می‌لرزد / چنان حباب كه بر موجِ آب می‌لرزد / به انزوای من آهسته‌تر بيا ای شعر / ز زخمه‌های نسيمت رباب می‌لرزد / غزال من چه شنيدی ز باد ای صياد / درون مردمكت اضطراب می‌لرزد ... !/

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

بیا که نوبت صلح است و دوسـتی و عنایت ... بشـــرط آنکه نگویــیم از آنچــه رفت، حکایت ... !/ [سعدی]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

غروب زندگی آمد بیا ای عشق افسونگر / که خواب مرگ نزدیک است و من افسانه می خواهم / نگاه آشنایت را که کس جز من نمی بیند / به هر چشمی به غیر از چشم خود بیگانه می خواهم ... !/

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

باران که می بارد؛ وجودم کویری ست تشنه جان، با اندوه زخم های بی کسی ... باران که می بارد؛ ذهن آشفته ام را تر نمی کند، گرد و غبار غصه های دور دلم را آلوده است ... باران که می بارد؛ من و کوچه های خاطره، دوشادوش هم ... اشک باریم ... !/

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

كششی كه عشق دارد، نگذاردت بدينسان / به‌جنازه گر نيايی، به مزار خواهي آمد! / به‌يك آمدن ربودی، دل و دين و جان ما را / چه شود اگر بدينسان، دو سه بار خواهی آمد ... !/ [امير خسرو دهلوی]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

داغ است رباعی ام، زبان می سوزد / لب باز کنم، بای بیان می سوزد / یا پنبه ز گوش خویش بیرون آور / یا پنبه و گوش، توامان می سوزد ... !/

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

ای غنچه ی خندان چرا خون در دل ما می کنی؟ / خاری به خود می بندی و ما را ز سر وا می کنی / از تیر کج تابی تو، آخر کمان شد قامتم / کاخر نگون باد ای فلک، با ما چه بد تا می کنی ... !/ [شهریار]

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

هنوز در هیچ بودنی تعادل و در هیچ ماندنی تداوم ندیده ام ... همگان زود ترک می کنند، زود هیچکس می شویم و ناگهان ... تنها جا می مانیم ... !/ [نیکی فیروزکوهی]