دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔ عـلـ[بابا]ــی

درین ســـرای بی کسی، کسی به در نمی زنـــــــد به دشت پر ملال مـــــــــــــا پرنده پَـــر نمیزنـ... درباره »
✔ عـلـ[بابا]ــی
مرد - متاهل
امتیاز: 22843

دنبال‌شدگان

(2075 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1570 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دعایت می کنم، عاشق شوی روزی ... بفهمی زندگی بی‌ "عشق" نازیباست ... تو را در لحظه های روشن با او ... دعایت می کنم "ای مهربان همراه" ... تو هم ای خوب من ... گاهی دعایم کن ... !/ [کیوان شاهبداغی] [فایل]

✔ عـلـ[بابا]ــی
قلب32.jpg ✔ عـلـ[بابا]ــی

يک بار خواب ديدن تو ... به تمام رویاهای عمر می ارزد ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

مسیو برنارد بلژیکی، مستشار مالیه در اواخر دوران قاجار در محلهء چیذر تهران ساکن بود . روزی اکثر ثروتمندان و اعیان شهر را دعوت نمود تا برای فقرا و مساکین شهر اعانه ای جمع آوری نمایند .او توانست مبلغ زیادی را گردآوری کند، ولی کمک بدست آمده را به دست فقرا نرساند و همهء آنرا به نفع خودش برداشت.وقتی خبر در شهر پخش شد سید اشرف الدین قزوینی دست بقلم برد و داستان مستشار بلژیکی را در روزنامه اش چنین بیان کرد:

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

کاش میمردم و دوباره زنده میشدم ... و می‌دیدم که دنیا شکل دیگریست ... و دنیا این‌همه ظالم نیست ... و مردم این خِسَّتِ همیشگی خود را فراموش کرده‌اند ... و هیچکس دور خانه‌اش دیوار نکشیده است ... ! [فروغ]

✔ عـلـ[بابا]ــی
عکس روز823.jpg ✔ عـلـ[بابا]ــی

Sunset After a Storm, Kansas by Cotton Coulson

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

اگر دری میان ما بود می‌کوفتم ... دَرهم می‌کوفتم اگر ،میان ما دیواری بود ... بالا می‌رفتم پایین می‌آمدم فرو می‌ریختم ،اگر کوه بود ،دریا بود ... پا می‌گذاشتم بر نقشه‌ی جهان و نقشه‌ای دیگر می‌کشیدم ... اما ... میان ما هیچ نیست ،هیچ ... و تنها با هیچ ،هیچ کاری نمی‌شود کرد ... ! [شهاب مقربین]

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
گذر عمر.jpg ✔ عـلـ[بابا]ــی

این قافله عمر عجب میگذرد ... دریاب دمی که با طرب میگذرد ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

آنقدر نیامدی ... که درست در شب قدر ... اوووومَــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدَن ... بُردَنِمـــــــــــــــــــــون ! [ ... خیالِت راحت شد؟]

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

●▬ஜ۩۩ஜ▬● { أَلاَبِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ } ●▬ஜ۩۩ஜ▬●

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
نیمکت و گل.jpg ✔ عـلـ[بابا]ــی

ما همه با زندگی معامله می کنیم! ... با خودمان هم معامله میکنیم و با کسانی که دوستشان داریم هم ! ... اگر نبخشی ،نمی بخشم ... خیانت کنی ،خیانت میکنم! ... بدی کنی ، بدی میکنم ! ... دروغ بگویی ،دروغ می گویم! ... و همیشه کوچک می مانیم! ... بدون تجربه ی زندگی بالاتر وآرمانی تر! ... این را بدانیم که با خوب،خوب بودن هنر نیست ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

من امشب تا سحر بيدار مي مانم ،دلم درياي طوفانيست ... نگاهم مي شكافد آسمانها را و چشمم باز بارانیست ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

فصل ها درگردش‌اند ... ولی من گیر کردم در این فصل سرد سرنوشت ... بی تو ،زمستان از این خیال رفتنی نیست ... [حسین حسامی]

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
فروغی بسطامی.jpg ✔ عـلـ[بابا]ــی

يک جمع نکوشيده رسيدند به مقصد / يک قوم دويدند و به مقصد نرسيدند / فرياد که در رهگذر آدم خاکی / بس دانه فشاندند و بسی دام تنيدند / ... !