✔ عـلـ[بابا]ــی
لذت داشتن یه دوست خوب توی یه دنیای بد، مثل خوردن یه فنجون قهوه گرم زیر برفه ... درسته که هوا رو گرم نمی کنه، ولی آدمو دلگرم می کنه ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
ترفند برقراری تماس مستقیم با یک شماره دایورت شده ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
برایم نوشت ... من هنوز یک انسانم ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
این کلمات از کجا به زبان فارسی آمده اند ؟ ... ! چُسان فُسان: از واژة روسی Cossani Fossani به معنی آرایش شده و شیک پوشیده گرفته شده است ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
این کلمات از کجا به زبان فارسی آمده اند ؟ ... ! هشلهف: مردم برای بیان این نظر که واگفت (تلفظ) برخی از واژهها یا عبارات ازیک زبان بیگانه تا چه اندازه میتواند نازیبا و نچسب باشد، جملة انگلیسی (Ishall haveبه معنی من خواهم داشت) را به مسخره هشلهف خواندهاند تا بگویندببینید واگویی این عبارت چقدر نامطبوع است! و اکنون دیگر این واژة مسخره آمیزرا برای هر واژة عبارت نچسب و نامفهوم دیگر نیز (چه فارسی و چه بیگانه) به کارمیبرند ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
ما لحضه ها را مي گذرانديم تابه خوشبختي برسيم ... غافل از آنكه شایدخوشبختي همان بود كه گذشت ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
عشق از ديد كسي كه بار اولش نيست : عزيزم خيلي دوست دارم ، باور كن به خاطر تو شبها با پاي برهنه ميخوابم ( جمله ي عاشقانه : آه عزيزم ديرم شده بايد برم ) ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
عشق از ديد اصغر كاردي (در زندان) : مرامتو عشقه ، عشقي ( جمله ي عاشقانه : چاقو خوردتيم لوتي) ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
در چندین سایت آمده که بالاخره ایمیل بومی برای همه مردم راه افتاد. سعی کردم وارد سایت شوم. تا الان که موفق نشدم وارد سایت شوم! این ایمیل ملی است یا ... ملی؟ خدا رحم کند به اینترنت ملی ... ! شما هم سعی کنید: iran.ir
✔ عـلـ[بابا]ــی
ميانبرهاي مخفي كيبورد در ويندوز 7 : تسلط به كيبورد نه تنها سرعت مرور و كار با سيستم را بالا ميبرد، كه باعث بالا رفتن استقامت نيز ميشود. در اينجا به چند ميانبر كيبوردي ميپردازيم كه سرعت كارتان را آنقدر بالا ميبرد كه به يك نينجا تبديل ميشويد ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
عکس های دیدنی و نایاب از ایران قدیم : میدان توپخانه 1320 ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
عکس های دیدنی و نایاب از ایران قدیم : انزلی در سال 1252 ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
عکس های دیدنی و نایاب از ایران قدیم : شهرستان انزلی 135 سال پیش ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
عکس های دیدنی و نایاب از ایران قدیم : پل سفید اهواز در زمان ساخت ... !
دعایت می کنم با این نگاه خسته، گاهی مهربان باشی
13 سال و 2 ماه و 21 روز و 3 ساعت و 45 دقيقه قبلبه لبخندی تبسم را به لب های عزیزی هدیه فرمایی
بیابی کهکشانی را درون آسمان تیره شب ها
بخوانی نغمه ای با مهر
دعایت می کنم، در آسمان سینه ات
خورشید مهری رخ بتاباند
دعایت می کنم، روزی زلال قطره اشکی
بیاید راه چشمت را
سلامی از لبان بسته ات، جاری شود با مهر
دعایت می کنم، یک شب تو راه خانه خود گم کنی
با دل بکوبی کوبه مهمانسرای خالق خود را
دعایت می کنم، روزی بفهمی با خدا
تنها به قدر یک رگ گردن، و حتی کمتر از آن فاصله داری
و هنگامی که ابری، آسمان را با زمین پیوند خواهد داد
مپوشانی تنت را از نوازش های بارانی
دعایت می کنم، روزی بفهمی
گرچه دوری از خدا، اما خدایت با تو نزدیک است
دعایت می کنم، روزی دلت بی کینه باشد، بی حسد
با عشق، بدانی جای او در سینه های پاک ما پیداست
شبانگاهی، تو هم با عشق با نجوا
بخوانی خالق خود را
اذان صبحگاهی، سینه ات را پر کند از نور
ببوسی سجده گاه خالق خود را
دعایت می کنم، روزی خودت را گم کنی
پیدا شوی در او
دو دست خالیت را پرکنی از حاجت و
با او بگویی:
بی تو این معنای بودن، سخت بی معناست
دعایت می کنم، روزی
نسیمی خوشه اندیشه ات را
گرد و خاک غم بروباند
کلام گرم محبوبی
تو را عاشق کند بر نور
دعایت می کنم، وقتی به دریا می رسی
با موج های آبی دریا به رقص آیی
و از جنگل، تو درس سبزی و رویش بیاموزی
بسان قاصدک ها، با پیامی نور امیدی بتابانی
لباس مهربانی بر تن عریان مسکینی بپوشانی
به کام پرعطش، یک جرعه آبی بنوشانی
دعایت می کنم، روزی بفهمی
در میان هستی بی انتها باید تو می بودی
بیابی جای خود را در میان نقشه دنیا
برایت آرزو دارم
که یک شب، یک نفر با عشق در گوش تو
اسم رمز بگذشتن ز شب، دیدار فردا را به یاد آرد
دعایت می کنم، عاشق شوی روزی
بگیرد آن زبانت
دست و پایت گم شود
رخساره ات گلگون شود
آهسته زیر لب بگویی، آمدم
به هنگام سلام گرم محبوبت
و هنگامی که می پرسد ز تو، نام و نشانت را
ندانی کیستی
معشوق عاشق؟
عاشق معشوق؟
آری، بگویی هیچ کس
دعایت می کنم، روزی بفهمی ای مسافر، رفتنی هستی
ببندی کوله بارت را
تو را در لحظه های روشن با او
دعایت می کنم ای مهربان همراه
تو هم ای خوب من
گاهی دعایم کن